دفتر شعر حلیمه فرزانه

منتشر شده توسط مجید فاضلی در

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد

پرواز

یاد دارم کودکی پر ز تکاپو بودم
عاشق بازی و باران و هیاهو بودم
فارغ از ترس و خطا و ضرر و نقص و بلا
سیر میکردم و چابک تر از آهو بودم

همه آمار جهان بابا دل من بودند
همه حادثه ها در پیِ رفتن بودند
همه اهل جهان گوش به فرمان من و
لاله و شقایق آماده رستن بودند

هیچ کس همچو من آسایش و خواهان نداشت
مُلک و دارایی و خوشحالی آسان نداشت
مُلک من امن و امان و پر از آرامش بود
ترسی از شورش و جنگ و فقر و طوفان نداشت

تا که دروازه ی اندرز به رویم وا شد
کم کمک جنگ شد و شهر پر از بلوا شد
خادمان و وزراء سرکش و یاغی گشتند
مُلکم از دست برفت و همه جا غوغا شد

سال ها رفت و شدم کاشف فعال جوان
با خبر از خم و پیچ و کم و بسیار جهان
دست خالی و نه ملکی و نه یاری دارم
ولی آگاه شدم از رد و آثار زمان

آن همه بوی خوش از فصل بهاران دیدم
آن همه تجربه از سوز زمستان دیدم
اهل کیوان بودم ساکن این خاک شدم
و در آن زخم و غم و زهرِ فراوان دیدم

چه محک ها که وسط های خیابان بودند
چه بهارانی که اندر دل طوفان بودند
چه عمارت دیدم پر ز شکوه و ز جلال
چشم چون باز شده آن همه ویران بودند

ابتدا از ظن خود بی کس و بی خانه شدم
از درون خورد شدم خراب و ویرانه شدم
ولی این ها همه بهر عبرت من بودند
ابتدا لارو بُدم ،بالغ و پروانه شدم

همه حادثه ها نغمه ی آواز من اند
آب گلدان من اند،ضربه ای از ساز من اند
بهر آن است که کنون بال توانا دارم
این همه دام و بلا پیله ی پرواز من اند

من

میبینم
یک منِ شکسته را
که از دور به تو
و از نزدیک به تکه هایش در دست های خود نگاه میکند
آه میکشم
چرا که هنوز در تمام من و تمام آن تکه ها جریان داری
هر بار که میشکند
باز جمع میکند،
بند میزند،
چسب میزند،
که بار دیگر دوستت بدارد
با تمام توان
مانند تکه های یک پازل
تصویر تو را تکمیل میکند
تا مثل روز اول
با همان مهر
با همان زیبایی
و با همان حس ماهتابی
تو را بیاد بیاورد
و به تو عشق بورزد
و بار دگر…
تو هر تکه را به صد تکه میکنی
و او باز…
جمع میکند
بند میزند
چسب میزند و…
آه
به گمانم باید به خاکستر تبدیل شوم تا دست بردارد

با کدام راه برم؟

همیشه در سفر ،
روی یک خط،
خط زمان،
فقط منم…
و راه…
و سوال هایی که در گوشم زمزمه میشود،
به کجا؟!
نمیدانم
راهنما داری؟
اما راهنما برای چه؟
زمانی که انتخابی نداری.
سفر میکنی روی یک خط مستقیم.
هیچ دوراهی نیست.
تویی و یک سفر کوتاه
از کجایش را نمی دانی
تا کجایش را نمی دانی
زیبا یا زشت بودن انتهایش را نمی دانی
تویی و یک سفر بی دو راهی
پس جای انتخاب نیست که از کدام راه برم،
تویی و این انتخاب ها
که مسیر را چگونه؟
با که طی کنم؟
با خود دیوانه؟
با خود بخشنده؟
با خود آزرده؟
با کدام راه بروم؟

خاطره ها

سرد شد باز هوا
سبز شد خاطره ها
زرد شد صورت من
برق زد صاعقه در
دامن ابر سیاه
کم کم از ابر سیاه
نم نمک قطره ی درد
آمد و باران بارید

سرما

پنج مرداد است ولی سرما دل و جانم گرفت
آسمان آبی و خورشیدِ تابانم گرفت

باد از هر سو به سویم آید و طوفان کند
آه طوفانش چنار مو پریشانم گرفت

هست کولاک و ندارم پوششی و مامنی
برف پوشاند رد پا و راه یارانم گرفت

یخ زده دریاچه و ابر آسمانم را گرفت
شعله های مهر را از قلب دیوانم گرفت

قطره ها در لحظه از سرمای بی حد یخ زند
فرصتِ بشنیدنِ آوایِ بارانم گرفت

گرمی خورشید را از دست من دزدیده اند
سوز سرما نرمی و احساس دستانم گرفت

نیست دیگر هیچ آهویی و هیچ پروانه ای
درد بر دشت چیره شد آهوی بستانم گرفت

کپه شد انبوه برف بر خانه ام ناگه بریخت
خانه شد ویرانه و گلدان ایوانم گرفت

درد باشد، سرد باشد ،ظلم باشد که زمان
آن نگارِ گرم چون خورشید آسانم گرفت

جانِ دلم

ای نفس و جانِ دلم
حالِ پریشانِ دلم

ماهرویِ زیرک من
دلبر ناز و تک من

آب حیاتم ،وطنم
شاخ نباتم، ثمنم

ای مه و خورشید ِ دلم
پرتویِ امیدِ دلم

ساقی جذاب دلم
جام می ناب دلم

بی سر و سامان توام
خسته و بی جان توام

کی تو مرا خواب کنی
غرق می ناب کنی

کی تو مرا آب دهی
صحبت مهتاب دهی

سهم من از نور دهی
میوه ی منظور دهی

تلخ مکن کام دلم
زهر مریز جام دلم

گو که مرا یار شوی
طالب دیدار شوی

گو که دلت جای من است
خانه ی زیبای من است

تاج منی،شاه توام
نور منی،ماه توام

شاهی و سرباز توام
بازی و پرواز توام

مطربی ،آواز توام
قافیه پردازِ توام

دفتر شعر حلیمه فرزانه


جدول کامل هم قافیه ها
روی عکس کلیک کنید

دسته‌ها: شعر و ترانه

مجید فاضلی

خواننده / ترانه سرا / آهنگساز

22 دیدگاه

بابک بابایی · 2025/07/03 در

درودخانم فرزانه بزرگوار اشعارتون پرمحتوا و زیبا هستن پیروز و سر افراز و مانا باشید

محمد · 2024/05/06 در

درووود 💙شعر پرواز و جان دلم رو خیلیییی دوست دارم🥰🥰امیدوارم شاد و سرزنده باشی

سما مولایی · 2023/11/17 در

سلام خسته نباشید زیبا بود

علیرضا نوروزیان · 2023/01/03 در

درود
بهترین ها رو براتون آرزو میکنم
امیدوارم اشعار زیباتری بگید و به یاد ماندنی

زهرا رحمانی فر · 2022/12/05 در

با عرض سلام خدمت شما
اشعار زیبایی دارید
با آرزوی موفقیت برای شما

یگانه قربانی · 2022/11/18 در

خانم فرزانه اشعار زیبایی دارید
از خوندش لذت بردم
مخصوصا شعر پرواز
قلمتون مانا❤️😍

رقیه قربانی · 2022/11/05 در

سلام خسته نباشی

طاهره سبحانی · 2022/11/02 در

احسنت و درود بر شما
قلمتان مانا
پایدار و سربلند باشید

یعقوب اسدی · 2022/10/21 در

درود بر شما خانم فرزانه
اشعار بسیار زیبای دارید
مخصوصاً شعر جان دلم بسیار دلنشین بود

رقیه قربانی · 2022/10/19 در

قلب من همانند شاعریست ک نقطه به نقطه حرف هایش از نوک خودکار میچکد

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *