دفتر شعر زهرا ایران نژاد

منتشر شده توسط ADMIN در

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد

جادوی عشق

چِشَم افتاد به چشمای قشنگت
دلم بردی با چشمای پلنگت
تو رفتی تو وجودم مثل رویا
شدی آرام دل در قلب دریا
چه جادویی تو چشماته عزیزم
که با خندت تمومم رو بریزم
بمون بامن که جز تو دل نمی خواد
همه دنیام فقط چشماتو می خواد
دلم هم کیشته هر جا که باشی
تو باید سهم دنیای خودم شی
یه حالی خوب لبریز از ترانم
همیشه با تو عشقم عاشقانم
خودم خواستم که عاشقت بمونم
کنارت از قشنگی ها بخونم
بخونم من برات صد نغمه آواز
که با عشقت ببازم دل به پرواز

کنار تو

کنار ساحل چشمات
میون غنچه ی لب هات
تو عشقت قلب من افتاد
چشات عشق و به قلبم داد
یه حسی من به تو دارم
تو رو تنهات نمی زارم
تو مثل خواب و رویایی
یه قرص ماه زیبایی
دِلم با تو خوشه عشقم
بدون تو پره اشکم
تو می فهمی نگاهم رو
سکوتم رو حالم رو
تو عشقم پیشم آزادی
واسه قلبم نفس دادی
تبسم های شیرینت
صدای ناب و آرومت
کنارِ تو چقد ساده
واسه من زندگی داده

چه دلگیرم

من از این زندگی سیرم
یه جوری از تو دلگیرم
چی کار کردی با احوالم
شکستی تو پر و بالم
دیگه حسم با تو سرده
زمستونه پُره درده
نفهمیدی سکوتم رو
شکستی تو غرورم رو
چرا دل رو به تو بستم
چه کاری دادی تو دستم
شکستی عشق و احساسم
ولی من رو تو حساسم
شب و روزا مو گم کردم
پراز غصه پراز دردم
من از عشق تو رنجیدم
یه دلخوشی هم ندیدم
بدون تو نمی تونم
به عشقت من چه مجنونم
دیگه طاقت ندارم من
بیا برگرد کنار من

خدای شب ها

شبا که آسمون ستاره بارونه
حال دلم ساکت و آرومه
خستگی یام به در میشن تواین شبا
چه خوبه چشمک زدن ستاره ها
یه تک ستاره می چینم تو آسمون
که باشه تو دل شبا رفیقمون
من دوست دارم شبای پر ستاره رو
سکوت خلوت شبا دلخوشی دوباره رو
سکوت سنگین زمین
تودل شب کرده کمین
چقد عجیب و دلرباس
قشنگ ترین لحظه هاس
خدای هفت آسمونم
ستاره و کهکشونم
دوستت دارم تا پای جون
نفسمی تو رگ و خون
زنده میشه روح و تنم با یه نشون
ستاره چشمک می زنه چه بی نشون
دوباره چشمک زدن ستاره هارو دوست دارم
سکوت خلوت خدای این شبارو دوست دارم

زخم دل

دیگه نایی ندارمن
پراز حس سکوتم من
چقد افسرده گی دارم
شب وروزامو بیدارم
چی کار کردی تو با حسم
که این روزا رو بی حسم
یه کاری کن که برگرده
ببین با دل چی کار کرده
چشام دریایی از اشکه
دلم طوفانی از عشقه
جدا شد قلب و روح من
شکست کل وجود من
تموم لحظه هام درده
زمستونه دلم سرده
شکستی قلب داغونم
بدون تو نمی تونم
تو گنج گوشه می شینم
تو رو تو رویا می بینم
پراز فکر و خیالم من
چه زخم دل کشیدم من
می سوزم و می سازم باز
نمی دم دل به هیچ کس باز

هوای عاشقی

توهوای عاشقی گم شدم پیدا نمی شم
من یکی تو عشق پاکت می مونم جدا نمی شم
جمعه ها به یاد عشقت توی جاده ها می شینم
توی حسرتت یه عمره دارم از غصه می میرم
تو ستاره ای امیدی می دونم می رسی از راه
همه منتظر نشستن می دونم می دونی ای ماه
خواب و از چشام بگیرو من رو سیاهو نشکن
لحظه های انتظارو تو سکوت جمعه بشکن
بیا روشن بکن از نوع دلای پراز غبارو
بیا این زمین خسته ببوسه پای بهارو
می دونم جمعه می یای دیگه دل توی دلم نیست
من پراز چشمای خیسم دیگه صبری تو نگام نیست
حس دیدنت توخوابم واسه من یه جور سرابه
می خوام از نفس بیوفتم این واسم یه جور عذابه
منو از غصه جدا کن برسون به آسمونا
شاید این جمعه بیای برسم به آرزوها
هوای سرد جدایی من دلشکسته کرده
منو به عشق وصالت بدجوری وابسته کرده
نمی خوام تنها بمیرم آخه تنهای بی رحمه
حس انتظار دوریت واسه من یه جوری درده
من که طاقتی ندارم توی تنهای بمونم
می دونی که خیلی وقته با همه بی هم زبونم
نصف شب ها گریه کردم جمعه بود دعا می کردم
تو شب سردجدایی تورو من صدا می کردم
توی اون شبا تنهای زیر مهتاب و ستاره
هوای عاشقی تو زنده شد برام دوباره

ایران

ایران نسلی از آریایی و زرتشت
بر دل دشمنان ضربه و مشت
سرفرازی چون کوه الوند
مردمانت هریک هنرمند
پرچمت می درخشد چوالماس
ای که پیشرفتت بی انتهاس
با تومن در تلاش و سعودم
بر کف خاک تو در سجودم
ای که پای بند اعتقادی
تو پراز شورو اتحادی
ای وطن مهد فرهنگ و هنر
بر دل دشمنان سینه کردی سپر
ای که نو آوری در علم ودانش
یکه تازی در صلح و سازش
ای وطن در اوج قدرت با نفوذ
افتخار ملتی دیروز و امروز
پرچمت باشد جاویدان
در پناه لطف قرآن

دنیای پراز نیرنگ

به دنیای پراز نیرنگ می دونی اعتمادی نیس
به میش های گرگ صفت دیگه اعتباری نیس
دیگه هر کی پی دنیای خیشه
تو حرف های امروزی زهر نیشه
تموم دلخوشی هامون تبسم یا یه لبخنده
نفس هامون به هم دیگه ترحم های بی بنده
تو منت ها چه درگیریم
سراغی از بزرگ تر ها نمی گیریم
چه کم رنگن حیاء و معرفت ها
چه بی رنگن محبت ها
جهالت های مدرنیته
مثل آتیش و کبریته
نگاهامون چه سرسنگین
دلامون از غم ها رنگین
تموم شهررو ساکت کرد
آب دریارو راکت کرد
به این دنیا اعتمادی نیس
که این دنیا توهم های توخالیس
حقیقت تلخ می دونم
تواین دنیا نمی مونم
می دونم سهمم از دنیا یه مشت خاکه
که تقدیر دل پاکه

تنهایی

ترانه هام ته کشیدن
آخر نقطه رسیدن
یه روز خوشی من ندیدم
چه زود به پیری رسیدم
ترانه هام قافیه هام
بی رنگ شدن تو واژه هام
اسیر یه محبتم
تنها شدم بی صحبتم
نگاه سردتو نگیر
دلخوشی منو نگیر
تموم من نگاهته
دلم هنوز به یادته
چی شد که زندگیم شدی
توی دلم قد کشیدی
قشنگ بی وفای یات
زخم وشکنجه بازی یات
چی شد که اینجا رسیدم
زخم دلارو چشیدم
سکوت وبغض و دلهره
توی نفس هام پرشده
توآه حسرت نگاش
چه گم شدم توی صداش
ترانه هام کم می یارن
منو تو واژه هام جا میزارن
با سکوت زخم بی کسیم
با همه ی دلواپسیم
بازم ترانه می خونم
تنها می مونم می دونم

گریه کن

گریه کن عاشق خسته
می دونم دلت شکسته
می دونم وفا نکررده
رفته وبرنمی گرده
گریه کن ابر بهاری
غیراز اون کسی نداری
می دونم جدایی درده
غم لحظه های سرده
گریه کن تموم کارت
توسیاه روزگارت
گریه کن راهی نمونده
جدایی دلو سوزونده
گریه کن با بی قراری
دیگه چاره ای نداری
می دونم دل جا گذاشتی
تو که غصه ای نداشتی
می دونم دلت گرفته
به یاد کسی که رفته
گریه کن دلت نمیره
سراغ غمو نگیره
گریه کن ای ماه شب ها
تا نمونی توی دردها

غروب تلخ چشمام

غروب تلخ چشمام بازم نگا می کنه
به اون جاده که داره منو صدا میکنه
دوباره خیره میشم به اون جاده خاکی
دلم میگه می یادش نمی دونم کی باکی
دوباره اشک چشمام جاری میشه مثل رود
کاشکی می شد آقامون حالا کنارمون بود
قدم زنون تو جاده می رم پی آقامون
جاده رو مه گرفته غم می باره برامون
تو جاده ی دو راهی غرق تماشا میشم
نمی دونم از کدوم جاده ای راهی راهش میشم
غروب تلخ چشمام میگه آقام میادش
بخون دعای فرج از ته دل به یادش

دلهره

تموم زندگیم بغض
دلم آشوب و بی نبض
سکوت تلخ دیروزم
شد حسرت های امروزم
نمی تونم خودم باشم
توی قلبش باز جا شم
پراز حس سکوتم من
خوشی اصلاً ندیدم من
یه بغضی تو صدامه باز
یه بارون توی راه باز
می ریزن نم نم اشکام
آروم آروم ازاین چشمام
چقد من دلهره دارم
چی کار کردی با احوالم
دیگه عاشق نمیشم من
چرا عاقل نمیشم من
سکوتم تلخ وشیرینه
تو قلبم باز میشینه
نزارتویی قفس باشم
می خوام تو غصه پیدا شم
دلم لک زد ازاین دوری
ازاین عشق های مجبوری
بگیر دست های سردم رو
بُکش تو سینه دردم رو
نزار امشب فراموش شم
نزار عشقم که خاموش شم
منو امشب حلالم کن
تو قلبت باز چالم کن

دفتر شعر زهرا ایران نژاد


جدول کامل هم قافیه ها
روی عکس کلیک کنید

دسته‌ها: شعر و ترانه

26 دیدگاه

سهیلا سعدی · 2026/02/24 در

شعر هاتون خیلی ناب وقشنگن

جلال زمانی · 2026/02/10 در

سلام ودرود
کنار تو زیبا وعالی
آفرین

یاس توکلی · 2025/12/27 در

درود بانو شعر دلهره رو خیلی دوست داشتم موفق باشید

بابک بابایی · 2025/09/25 در

درودبانوی شاعرخانم ایران نژادگرانقدر شعر کنار تو زیبا و عالی شده امید که همواره قلمی روان و افکاری ناب و پر توان و عمری جاودان داشته بلشید

    زهرا ایران نژاد · 2025/10/09 در

    خیلی ممنون از توصیف بی نظیرتان🙏🙏🙏

م. محمودی · 2025/06/26 در

از خواندن اشعارتان لذت بردم، ماندگار باشید..
قلمتان درخشان و راهتان روشن باد…
(با کلیک روی نامم، از دفتر شعرم دیدن کنید)

بابک بابایی · 2024/12/22 در

درود خانم ایران نژاد بزرگوار اشعارتون پرمحتوا و زیبا هستن سربلند پیروز و ماندگار باشید

سرور ویسی · 2024/12/17 در

موفق باشید ایشالله 💝💝

سرور ویسی · 2024/12/07 در

خیلی دلنشین بود کارهاتون. احسنت براین قلم توانا و ذهن زیبا . 💝🙏

شیمانورمحمدیان · 2024/11/10 در

شعراتون زیباست،آفرین و قلمتون ماندگارباشه

رقیه ۸ · 2023/05/14 در

دلتنگم و دلتنگی را چاره ای جز مرگ نیست
بین دست های من و تو دیواری جز سنگ نیست

#رقیه قربانی

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *