دفتر شعر زهرا وطنی

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد
ترانۀ دیوونگی
من یه خیال نیمه داغونم
از زندگی چیزی نمیدونم
کابوس و رویایی ندارم چون
از آینهها رو برمیگردونم
گفتم خداحافظ ولی بیتو
دنیای من بیروح و خاموشه
یه قاصدک تو دستای بادم
دیونگی بامن هم آغوشه
هنوز باهات تو برف و بارونا
تموم پاییزا،زمستونا
بیچتر میرم تو خیابونا
تتها باتو،باتو فقط تنها
پیچیده تو گوشم صدات اما
تماستو رد کردم از گوشیم
ما آدمای روشنی هستیم
که تو دل شبهای خاموشیم
شاید کنارت حال من خوبه
شاید تو رویای تو آرومم
اما حقیقت اینه که باتو
به زندگی تو درد محکومم
هنوز باهات تو برف و بارونا
تموم پاییزا ،زمستونا
بیچتر میرم تو خیابونا
تنها باتو ،باتو فقط تنها
.
دفتر شعر زهرا وطنی

33 دیدگاه
زهرا رحمانی فر · 2025/06/26 در
با عرض سلام خدمت شما دوست عزیز
شعر زیبایی دارید
با آرزوی موفقیت روزافزون برای شما
بابک بابایی · 2025/05/27 در
درود خانم وطنی بزرگوار سروده ی زیبایی بود احسنت
محمد جواد محمودی" میم " · 2024/10/29 در
شعرتون خیلی زیباست👏🌹
علیرضا نوروزیان · 2024/03/16 در
💙💙🌹🌹
علیرضا نوروزیان · 2024/02/26 در
(ترانه دیوونگی)عالی بود،آفرین🌹💙
سما مولایی · 2024/01/15 در
سلام خانم وطنی عزیز موفق و موید باشید
نرگس میرشاهی · 2023/10/29 در
خانم وطنی عزیز درود فراوان!
پایدار باشید🌹