دفتر شعر سارا بیکدلی

منتشر شده توسط ADMIN در

دفتر شعر سارا بیکدلی

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد

عطش آب

کلبه‌ی خالی و قاب پر ولی
زوزه‌ی باد و صدای خسته‌ی پنجره‌ها
عطش ماهیِ تنگ
و بهاری ک هنوز
پشت در جا مانده
همه با هم شده یک سطر کتاب
مثل مویی بافته
می‌خرامد در باد
مثل غزلی وسط حوض نگاه
شده جاری اما
نقش آبی کبود
زیر سقف چمنی سبز و نمور
واژه‌ها یکی یکی
خط ب خط با ی مداد
میخورند قِل وسط کاغذ کاهی سیاه
باورم نیست چرا
برف هم آمده بود باز میان کلبه
گل من تشنه و گرما زده میگریید و
در لب سوخته دریا هم
قطره‌ای آب ولی هیچ نبود

تو

آغاز تمام عاشقانه‌ها میشود تو
میشود غباری ک هرگز روی هیچ آیینه‌ای نخواهد نشست
میشود بوی عطر پیراهن مردانه‌ات ک گاهی روی میز جا میماند
میشود تمام بودن‌هایی ک مرا ب ادامه‌ی زندگی دلخوش میکند
آغاز تو یعنی آغاز عشق
و من چ غریبانه عاشقم
و تو چ عاشقانه برایم میمانی
و‌ من چقدر دلگرمم ب بودنی ک انتهایش تویی

ابر

من همان ابری‌َم که بعد از تو
تمام دلتنگیهایم را بر سر چترها فریاد میزنم
ب امید آنکه عابری تن خسته
صدای نفس‌هایم را ب گوش‌هایت برساند
و من تنها
در این شب‌های سرد
تمام چشمانم را ب جاده.ها دوخته‌ام
شاید از پیچی بگذری و راهت را ب سمت خانه کج کنی

دفتر شعر
سارا بیکدلی

جدول کامل هم قافیه ها
روی عکس کلیک کنید

دسته‌ها: شعر و ترانه

15 دیدگاه

جلال زمانی · 2026/05/17 در

سلام ودرود
شعر تو قشنگه
مرحبا
اما بجای نوشتن به و چه نمی دانم چرا اینگونه نوشته اید
ب و چ
ممنون

سعید میرزائی · 2025/07/30 در

آغار تمام عاشقانه ها می شود تو…..انگار همه ی حرفهای شعر را با همین عبارت میشه فهمید…زیبا و دلنشین.

یعقوب اسدی · 2025/07/25 در

سلام. زیبا سرودین. موفق باشید

رضابزی · 2025/02/10 در

بسیار عالی قلمتون مانا

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *