دفتر شعر سحر موسوی

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد

پادشاه قلبم
کسیکه پاشو توو قلبم گذاشته
منو با خنده هاش دیونه کرده
چه خوبه که دلِ دریاییِ اون
توو اعماق وجودم خونه کرده
نمیدونم چیه پشت نگاهِش
که من رو سمتِ قلبش میکشونه
یه احساس قشنگی داره حرفاش
منو به عمق رویا میرسونه
نفس که میکشه تویِ وجودم
پُر از عطر گلایِ تازه میشه
شده تنها دلیلِ بودنِ من
میخوام باشه کنارم تا همیشه
امید دارم منو تنها نزاره
وجودش واسه قلبم چاره سازه
همونی بوده که رویاشو داشتم
واسم تنهاترین اوجِ نیازه
برگرد
دلم غرق پریشانیست برگرد
جهانم رو به ویرانیست برگرد
نگاهت خیمه زد بر تارو پودم
نبودت درد پنهانیست برگرد
.
ساکن من
خواستم از عشق،تو پیدا شدی
یک شبه در روح و تنم جا شدی
ساحلِ آرامشِ قلبَت شدم
ساکنِ من،عازمِ هر جا شدی
.
دفتر شعر سحر موسوی

40 دیدگاه
سهیلا سعدی · 2026/06/22 در
بانو اشعارت مثل احساست خیلی قشنگه
جلال زمانی · 2026/06/13 در
درود
پادشاه قلبم زیباست و دلنشین
آفرین
فاطمه زهرا کریمی · 2026/06/12 در
شعر ساکن من بسیار زیباست موفق باشید