دفتر شعر سهیلا سعدی
دفتر شعر سهیلا سعدی

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد
زندگی بدون عشق
من با تو زیستم
ده سال
اما بدون عشق
و زندگی بی عشق
یعنی دست و پا زدن در منجلاب درد
و فرورفتن در باتلاقی سرد
زندگی بی عشق
یعنی رسیدن به حس کبوتری که بالهایش را چیدند
و ظالمانه فرصت پرواز را از او گرفتند
و چقدر غریبانه انتخاب کردم
کنار تو ماندن را
بی عشق زیستن را
در خانه ای که از باور حقیقت یک زن ،خالی بود
مرده ی زمینی
وتو را می بینم
در آن دوردست ها
به زیر سایه ی مهربان یک درخت
کنار آبی روان
آبی زلال،به زلالی دوستی های کودکانه مان
می دانم چهره ات هنوز هم زیباست
و چشمهایت ، هنوز هم گیراست
و هربار که میخندی
مثل همیشه ، بلند بلند
قشنگترین ، بنفشه ی آن باغ میشوی
و من اینجا هرروز دلتنگتر و
هرروز تنهاتر میشوم
بغض میکنم در خلوتی غریب
به وسعت اندوه یک غروب
و چون پروانه
گرد شمع یادت
میسوزم و خاکستر میشوم
امروز هم موهایم سفیدتر شدند
و گونه هایم زردتر
نه دستهای سردم را جانیست
و نه پاهایم را توان همراهیست
آری بدون تو
من مرده ای بیش نیستم
تقدیم به روح پاک رفیقم بنفشه شهریاری
سربه راه
خیال دیدنت مرا،دوباره خام میکند
و خواب را به چشم من
باز حرام میکند
هزار وعده ی دروغ
به قلب و دیده داده ام
در این میانه،اشک و آه
مرا، تباه میکند
میان ما غریبه ای
نشست و خاست کرده است
همان که از حسادتش
مرا خراب میکند
شکنج زلف دختری
میان دست های باد
تمام نقشه ی مرا
نقش بر آب میکند
کسی که خنده اش مرا
حیات تازه می دمید
بخاطر کرشمه ای
مرا جواب میکند
من از هزار سمت وسو
به جستجویت آمدم
ببین مرا ندیدنت چه سر به راه میکند
بوی خاک نم زده
خانه دلگیر است و سرد اطلسی ها، یخ زده
روی دیوار اتاق قاب عکسی نم زده
بین آب و آینه کودکی خوابیده است
مادری آشفته حال با نگاهی غمزده
رد شلاق سکوت بر تن عریان شب
قاصدک پنهان شده از دو چشم پنجره
روشنی مدفون شده زیر پای سایه ها
شهد گل را برده باز با زبانش شب پره
جغد هوهو میکند بر خرابیهای دل
نحسی بخت من و زخمهای حنجره
کوچه باغ خلوتم باز بارانی شده
بر مشامم میرسد بوی خاک نم زده
خواب زمستونی
چه داغونم بدون تو
نگاهم سرد و بارونی
نمیدونم این از عشقه
یا از عمق پشیمونی
چقد تاریک و دلگیره
اتاق خاطرات من
دل زودباورم پاشو
از این خواب زمستونی
میون موج دریاها
شدم بی قایق و تنها
خیال ساحلو کشتم
تو این اوج پریشونی
دلت تخت سلیمانه
منم قالی کرمونی
نگات چوب حراجی زد
به من وقت فراوونی
گل خشکی شدم امروز
میون دفتر چشمات
ولی دنیا نمیمونه
همیشه هم به این منوال
دفتر شعر
سهیلا سعدی
جدول کامل هم قافیه ها
2 دیدگاه
جلال زمانی · 2026/01/28 در
سلام ودرود
شعر بوی خاک نم زده خیلی قشنگه
مرحبا
جلال زمانی · 2026/01/28 در
سلام ودرود
شعر بوی خاک نم زده خیلی زیباست
مرحبا