دفتر شعر علی احمدی

منتشر شده توسط مجید فاضلی در

دفتر شعر علی احمدی ( بابک حادثه )

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد

می بوسمت

می بوسمت به گونه ای که زمین جابجا شود
جوری که حقِّ شرابِ لبانت اَدا شود

فریادِ خُفته در سکوتِ جهان، صدا شود
تا عاقبت عشق به خودش مُبتلا شود

به قصاصِ قتلِ هزاران حسِّ عاشقی
عقلِ جفا پیشه به پایِ عشق ، فنا شود

می بوسمت که لاله بِروید به گونه ات
بر دوریِ عاشقان، وصال، مُقتَدا شود

ریزش کُنَد کوهِ نبایدهای پوچِ عقل
دردِ جهان به اِعجازِ عشق ، دوا شود

در عوضِ تمام فدایت شوم های تو خالی
جانم به لب آید و به شوقِ لبانت فدا شود

می بوسمت که بِبارد از آسمان ، صفا
تا این زمین مُرده خوار هم، با صفا شود

با عقل و دانش بشر که تباه شد
شاید به عشقِ آسمان لایقِ شفا شود

شاید بفهمد علّتِ سَر سبز بودنَش
اشک غریبی ست که هدیه از سَما شود

می بوسمت که با کیمیای لبان تو
خاکسترِ اندیشه در نظر ، طلا شود

تا خاکِ پایِ عاشقانِ در حسرت
بر دیده عاقلانِ جهان ، توتیا شود

این خونِ لَختِه بجوشد تا که دل
علیهِ اندیشه واردِ کودتا شود

می بوسمت :

می بوسمت با افتخار و در میانِ جمع
کفر است این تصویرِ زیبا اِختِفا شود

لب بر لَبَت جوری بدوزم که بعد از این
در دِهخدا، عیان جایگزینِ خفا شود

در هر کجای نقشه جغرافی جهان
تندیسِ بوسهٔ گره گشا به پا شود

می بوسمت جوری که مجنون دو تا شود
شیطان به سجده درآید و ذکرش خدا شود

سیب ممنوعه

گر که باغ سیب جنّت را هم آتش می زدیم
این همه خواری و خفّت پاسخ انسان نبود

در جهان جنگ و ننگ و آدم هفتاد رنگ
هیچ راهی رو به سوی مقصد ایمان نبود

غصّه همزاد بشر گردید و غم شد واجبات
در تمام عمر شادی را ولی امکان نبود

یوسف اقبال ما در چاه گویی مُرده است
وَر نه این نسلِ بشر در حسرتِ کنعان نبود

عصر دلگیر

دنیا ندارد هیچ معنایی و مفهومی
وقتی که دل در حسرت یک آه می ماند

وقتی میان کوچه های سبز آزادی
در بستر بُلبل ، کلاغ و زاغ می خواند

وقتی که چوپان می کِشد تیغ و به جای گرگ
سگ را به قصد قتل عامِ گلّه می راند

وقتی نفس در سینه ها انکار می گردد
وقتی بشر بیداد را از خود نمی راند

وقتی هوا با پَس تبانی می کند هر دم
وقتی که لب بَر عهدِ با دندان نمی ماند

چِرت است دنیایی که غم ارزش بُوَد امّا
از طَعم نابِ بوسه لب ، چیزی نمی داند

* * *

دنیا ندارد هیچ معنایی و مفهومی
وقتی که جنسیّت به معنای خطر باشد

وقتی که هر نوع ارتباطی بینِ آدم ها
با احتیاط و وحشت از هر گونه شَر باشد

وقتی حقیقت می شود شیطانی و منفور
وقتی عقیده حاکم و صاحب نظر باشد

تَقبیحِ لذّت پوچ می باشد زمانی که
سَر منشا پیدایش و خلق بشر باشد

بیخود مخوان عالِم خودت را ای بنی آدم
وقتی جهان همواره بر ما مُستَتَر باشد

محصولِ یک آن شیطنت اَشرف نمی گردد
وقتی فقیر و دردمند و در به در باشد

* * *

دنیا ندارد هیچ معنایی و مفهومی
وقتی که کوته گشته دستِ ما زِ پهنایش

میلیاردها دنیای خالی و از آدم دور
هرگز نفهمیدیم ما مفهوم و معنایش

جز وَهم انسان در تمامِ عالم کیهان
موجود ملموسی نگردیده ست پیدایَش

در این جهانی که ندارد انتها ، آدم
بی خانمان در سوگ نابودیِ رویایش

وقتی که دارد روزهای فاقِدِ روزی
بُغض و سکوت و اشک شد محصول شبهایش

پوچ است دنیای جنازه خوار وقتی که
بر هیزم اندوه انسان می شود آتش

* * *

دنیا ندارد هیچ معنایی و مفهومی
وقتی که ما دلدادهٔ نیرنگ زنجیریم

وقتی که با اجبار می آییم و می میریم
وقتی که با همنوع خود هم خو نمی گیریم

وقتی تعقّل را دچار نقص می دانیم
بیراههٔ اوهام را در پیش می گیریم

وقتی دلیلِ زنده ماندن قلبِ در خون است
وقتی که ما دیوانهٔ مُشتی اساطیریم

وقتی خدا در هالهٔ ابهام جا مانده
وقتی که ما قربانی شمشیر تقدیریم

دنیا نمی خندد به روی ما زمانی که
مُشتاق اندوه و عزا و عصر دلگیریم

حیطه پرگار

تا مست شراب لب دلدار نگردم‌
هوشیار نخواهم شد و بیدار نگردم‌

یغما ببر ای دزد همه دار و ندارم‌
جز بهر نگار ، عازم پیکار نگردم ‌

ای شیخ گلو پاره مکن تا نرسد یار‌
صد پاره شوم صالح و دین دار نگردم‌

ما را تو نترسان ز پریشانی دوزخ‌
جز آتش هجران وی آزار نگردم ‌

دنیا کنم انکار و به جز وصلت با او‌
من مرتکب خواهش و اصرار نگردم‌

یک مرتبه بر حول مدارش چو بچرخم‌
خارج ، من از این حیطه پرگار نگردم‌

با این دل خونین و پر از زخم چه کردی؟‌
بیمارم و اندر ره تیمار نگردم ‌

سالار دهد امر وفاداری و ایثار‌
تا در ره عشاق ، جفاکار نگردم ‌
‌‌
ارباب ، منم شیر ره خانه به دوشت‌
هم مسلک بی مایه کفتار نگردم ‌

چرخ فلک

امروز که جان می دهم از بهر تو ای دوست
چون یوسف گمگشته به کنعان خبرت نیست

هر لحظه و هر نقطه ، به هر کیفیّت و حال
دنبال تو ام ، گر چه که دانم اثرت نیست

رفتی و جهانم شده چون شام سیَه تار
آخر زِ چه رو نیّت صبح و سَحَرت نیست

هجران تو زَهر است به کام من مجنون
امّا خبری از لبِ همچون شِکرت نیست

می سوزم از عشق تو ولی هیچ نسازم
مادام که بر سینه رُخِ چون قَمَرت نیست

ای عشق بُوَد چرخ و فلک گردش ایّام
ای آنکه زِ من هیچ هوایی به سَرَت نیست

می چَرخد و می آوردت عاقبت این چرخ
در این رَهِ پُر سود که غیر از ضررت نیست

تردید مکن عاقبت آیی به سُراغم
این رَسم زمانه است ، و از آن حَذَرت نیست

آیی و زنی تکیه بر این وادی خاموش
آن دم که زِ من خاطره ای در نظرت نیست

از یاد مَبَر سردی امروز ، که فردا
راهی به جُز از راهِ قَضا و قَدَرَت نیست

نوروز برای منِ دیوانه حرام است
آنگاه که گرمای تَنِ پُر شَرَرَت نیست

تحویل شود سال چو دور تو بگردم
جز من به جهان هیچ کسی همسفرت نیست

دفتر شعر
علی احمدی
(بابک حادثه)

جدول کامل هم قافیه ها
روی عکس کلیک کنید

دسته‌ها: شعر و ترانه

مجید فاضلی

خواننده / ترانه سرا / آهنگساز

23 دیدگاه

رضازنگنه · 2023/12/26 در

بسیار عالی همه ی شعرهاتون خوب بودن
حیطه پرگار زیبا بود موفق باشید👏👏🌹🌹

بهرام احدی نیا · 2023/12/26 در

مرحبا مطالب و ذهن پویایی دارید
دو نکته
شور بختانه وزن خاصی نداره شعر میبوسمت
ولی به وزن مطبوع
مفعول و فاعلات و مفاعیل و فاعلن نزدیک است و با یک ویرایش میتونید هم ارتباطات عرضی و طولی رو قوی تر کنید و هم وزن مطبوع به کار ببرید
مثلا
میبوسمت اگر چه جهان جا به جا شود

جوری که حقّ بوسه ی آخِر ادا شود

موفق باشید

    علی احمدی · 2023/12/26 در

    درودتان باد جناب احدی نیا

    حقیر نقد را موهوم می دانم گرامی . بر وزن الهامم

    می نگارم . چیزی که بر من الهام می شود فقط بر من

    الهام شده است . شعر و سرایندگی هیچ اصل و قائده ای

    ندارد . جدای اینها بر همان اصول عربی هم بنگرید کاملا

    مشخص است که در قالب غزل می خوانید کاملا آهنگین

    به هر روی حقیر خودم را ملزم به پیروی نمی دانم

    پیروزی تدبیرتان و عشق تقدیرتان باد ..بابک حادثه

علیرضا نوروزیان · 2023/12/14 در

واقعاً نمیتونم از بین سروده هاتون یکی رو انتخاب کنم که بگم این یکی از بقیه بهتره

شما قلم بسیار خوبی دارید،آفرین🌹💙

    بابک حادثه · 2023/12/22 در

    بر ترکه تواضع می رانید جناب نوروزیان
    شادی زی و پاینده به مهر پر فروغ عشق و
    در پناه خرد ….بدرود گرانمایه دوست 🙏🙏

علیرضا نوروزیان · 2023/12/08 در

💙💙💙💙

علی احمدی · 2023/11/21 در

جناب حاجی زاده گران ارج سپاسمندم که زیبا

می خوانید خط خطی هایم را . مهرتان افزون باد

علی احمدی · 2023/11/21 در

درود جناب نوروزیان بنده نوازی شما مایه مباهاتم
می گردد سپاس بابت تشویق این حقیر …🙏🙏

    محمد راستگو · 2023/12/10 در

    قلمتان نویسا لذت بردم

عبدالرضا حاجی زاده · 2023/11/21 در

بسیار زیبا ، موفق باشید.

علیرضا نوروزیان · 2023/11/20 در

آقای احمدی درود به شما

زیبا و ماندگار نوشتید 💙🌹

علی احمدی · 2023/11/19 در

درود فرهیخته والاقدر قطعا زیبا می خوانید حتی

خط خطی های حقیرانه بنده را . مهرتان افزون ..حادثه

مریم ملک آرا · 2023/11/15 در

چه کلمات رنگارنگی داره شعرتون

زیبا بود💙

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *