دفتر شعر علی دیواندری

منتشر شده توسط ADMIN در

دفتر شعر علی دیواندری

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد

غم فراقت

این قناری در فراقت گریه زاری می کند
وز سحر در نغمه هایش غمگساری می کند

تشنه زان لعل تو باشد تا که نوشد جرعه ای
تا قیامت گر ننوشد روزه داری می کند

با تو گویم راز دل را ، محرم اسرار دوست
راز گو اسرار گو دل راز داری می کند

جام و می را من ننوشم تا که قندت آرزوست
خمر خالی لبم چشم انتظاری می کند

تا فلک مشتی زند بر دامنم ، دامن کشان
از فراقت تا فراغت بردباری می کند

«دل خرابی می کند دلدار را آگه کنید»
زینهار ای دوستان جان بی قراری می کند

مست و عاشق

تو چون رفتی دگر اندیشه ی زاری نمیبینم
کزین محنت به در آیم ز تو یاری نمیبینم

دلی چون من کبوتر بود و تو آغشته در طاووس
که ظاهر را پسندیدی در او باری نمیبینم

برو ای یار بی مهرم  که عشقی در قفس بودم
سرودن جز غزل هایم دگر کاری نمیبینم

ز لالایی بریدم من که لاله در هوس رقصید
به جز چنگ و نی و شعرم هواداری نمیبینم

به مستی در ره عشقی بگفتم عشق ناباب ست
شرابی را به فنجان زد که غمخواری نمیبینم

بگفت ای عاشق نادان مگر این را نمی دانی
که آخر عشق پر پیچ است همواری نمیبینم

برو دل را قفس کن تو که نیست چاره ی کاری
جز این شرب و می ساغر که دلداری نمیبینم

به هر سویی ندایی کن وزین نغمه جدایی کن
که جز جام و شراب از غم فداکاری نمیبینم

تهی دستی که عاشق باد در غم ها به سر آید
که دل با ثروت و پول است و خرواری نمی بینم

کنون سرمایه داری کن که ثروت را به دست آری
علاج یار پول است و ز بیکاری نمیبینم

بگفتم پول و عشق از هم ،جدا باشد مزن حرفی
که قبلا عشق سامان بود  پنداری نمیبینم

بگفتم بس کن ای ساقی «که عشق آسان نمود اول»
گذشت آن روز ها اکنون وفاداری نمیبینم

بگفتم ای که تو مستی مگر عشق است حراجی
تهی هستم ولی عشق را  بازاری نمی بینم

اگر از مکتب یونان طبیبان هم یکی آیند
به جز یارم در اندیشه پرستاری نمیبینم

ماه نهان

زین جهان بیزارم و جان و جهانِ من تویی
هر کجا گم گشته ام، تنها مکانِ من تویی

از شرابِ سرخ بیزارم چرا نوشم که هست
هر کلامت شربِ من، مستِ روانِ من تویی

نام من از یاد من چون یاد تو آمد برفت
داد غافل بوده ام نام و نشانِ من تویی

سایه ای افتاد بر من روشنی بخش دلم
داد و بیداد ای دلم سروِ روانِ من تویی

ماهِ شب آیینه و من در تماشایِ هلال
ای دریغ از هوشِ من ماهِ نهانِ من تویی

اختر دیرین

با فغانم ناله کردم اخترِ دیرین کهن
با بیانم چاره کردم گوهرِ پیمان شکن

ماه رخسارت دلم را برده در میخانه ها
با نوایت گریه کردم دلبرِ شیرین سخن

ای که جانم برده ای در تحفه‌یِ بت خانه ها
بت پرستم کرده ای من را که بودم بت شکن

نازنینا بت شوی تنهای معبودت منم
بنده‌یِ مسکینِ تو تا وصله‌یِ جانم کفن

لاله‌یِ رخسارتو من را دگرگون کرده است
تاجِ سیمرغِ بلورین عبدِ تو مشکین سمن

نجوای پرواز

با من بیا، پر وا بکن، در آسمان غوغا بکن
با بلبلِ بی‌خانمان، چه‌چه بزن شیدا بکن

ای هدهدِ رنگینِ من گیسوی تو زیباترین
مجنونم و با من بیا، عشقِ مرا رسوا بکن

مستانه رفتم آشیان، بی‌تو نماندم لانه را
با من بشین بر شاخه گل، طبعِ مرا زیبا بکن

چه‌چه بزن، دیوانه شو با من بخوان، آزاد باش
در غفلتِ عمرت نمان، شمعِ مرا پیدا بکن

در خرقه‌ی نخلِ خدا، خرسند شو، خشنود شو
با من بمان تا به ابد، نخلِ مرا سیما بکن

دفتر شعر
علی دیواندری

جدول کامل هم قافیه ها


22 دیدگاه

فاطمه زهرا کریمی · 2026/05/20 در

براتون آرزوی پیشرفت روز افزون رو دارم
تلاشتون قابل تقدیره
شعر غم فراقت هم خوندم خیلی زیبا بود

    سیدعلی دیواندری · 2026/05/20 در

    سپاسگزارم از لطف شما🙏

جلال زمانی · 2026/05/19 در

سلام ودرود
غم فراقت قشنگه
مرحبا
وزن شعرتون فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن
می باشد
به نظرم مصرع آخری با وزن هماهنگ نیست
ممنون

    سیدعلی دیواندری · 2026/05/20 در

    درود برشما سپاس فراوان 🙏

جلال زمانی · 2026/05/14 در

سلام ودرود
مست وعاشق زیباست
آفرین
اما به نظر من تا بیت هشتم جالبه وبقیه ضعیف است
در بیت پنجم
شرابی را به فنجان زد
اگر به جای فنجان مثلا سبو یا… استفاده می کردید بهتر بود
ضمنا ابیات غزل اگر بین هفت تا ده بیت باشد بهت است
بیش از آن حوصله مخاطب از دست میره
جسارت نباشه این نظر منه و نظر شما محترمه

    سیدعلی دیواندری · 2026/05/17 در

    درود برشما بسیار سپاسگزارم از نظر شما

سهیلاسعدی · 2026/05/12 در

آفرین به این احساس

محمد جواد محمودی · 2026/05/03 در

درود به شما شاعر عزیز جناب دیواندری،
از خوندن اشعارتون لذت بردم…
بر قرار و سرفراز باشید🙏🌹
(با کلیک روی نامم از اشعار جدیدم دیدن کنید / سپاس)

    فاطمه زهرا کریمی · 2026/05/11 در

    سلام خدمت شما شاعر محترم جناب آقای دیواندری.
    امیدوارم در مسیر شعر و ترانه بدرخشید.
    شعر مست و عاشق رو با اجازتون نقد میکنم.

    اثر شما از نظر وزن و موسیقی بیرونی منسجم است، اما دچار تشتتت بافت واژگانی است. ورود مفاهیم غیرشاعرانه و مستقیم مثل پول، بیکاری و سرمایه‌داری به فضای کلاسیک ساغر و کبوتر انسجام زیبایی‌شناختی اثر را از بین برده و آن را به شعارزدگی نزدیک کرده است. همچنین برخی ترکیبات مثل آغشته در طاووس از نظر منطقِ تصویری، ابهام مختل دارند و برای مخاطب امروز فاقد کشف شاعرانه هستند

    امیدوارم در این مسیر به موفقیت های بزرگی برسید

      سیدعلی دیواندری · 2026/05/15 در

      درود برشما
      سپاسگزارم از نظر شما و نقدتان
      بنده هنوز در آغاز راه هستم دانش آموز هستم به آگاهی از این جنبه نیاز دارم تا بتونم به رشد برسم سپاسگزارم از نظر شما و همکاریتون🙏

جلال زمانی · 2026/04/29 در

سلام ودرود
ماه نهان زیبا ست
مرحبا

    سیدعلی دیواندری · 2026/04/30 در

    دورد برشما سپاس فراوان 🙏🙏

یعقوب اسدی · 2026/04/27 در

درود بر شما
خدا قوت
اشعار تون زیباست

    سیدعلی دیواندری · 2026/04/30 در

    درود سپاسگذارم🙏

    سیدعلی دیواندری · 2026/05/01 در

    درود فراوان سپاسگزارم استاد عزیز🙏

    سیدعلی دیواندری · 2026/05/01 در

    درود سپاسگزارم استاد عزیز🙏

جلال زمانی · 2026/04/24 در

سلام ودرود
به جمع شاعران وادب دوستان خوش آمدید
شعر شما زیباست
آفرین
اما ببخشید این نظر منه ونظر شما محترم است
ا ول اینکه مصرع پنجم نامانوس است
مستانه رفتم آشیان بی تو نماندم لانه را
آشیان و لانه تقریبا هم معنی هستند

دوم در مورد بیت پنجم لطفا یه توضیحی بدهید
در خرقه ی نخل خدا….
نخل با این چند تا معنی
درخت خرما
تابوت
عماری
گل یا در خت مومی یا کاغذی
نمی دونم منظورتان چی بوده است
ممنون

    علی دیواندری · 2026/04/26 در

    درود برشما
    خیلی ممنونم که شعرم رو خوندی و وقت گذاشتی و نظرتون رو بهم گفتید
    خب این بیت مستانه رفتم آشیان، بی‌تو نماندم لانه را منظورم این بود که وقتی مست و بی‌قرار بودم، رفتم سمت یه جایی که حس می‌کردم بهم آرامش می‌ده (آشیان)، اما چون تو نبودی، اونجا واقعاً برام خونه نشد و نموندم. یعنی اون آرامش واقعی بدون حضور تو ( همون معشوق ) معنی نداشت. خواستم بگم که خونه یا پناهگاه واقعی بدون تو، همون لانه است که من توش نموندم.

    بعد اون قسمت در خرقه نخل خدا …اینجوری بود که کلی نعمت و خوبی از طرف خدا هست (مثل میوه‌های درخت خرما که پر از خیر و برکته). منظورم این بود که توی این خوبی‌ها و نعمت‌ها، آدم باید خوشحال و راضی باشه و این حس خوب رو پایدار کنه.
    و اون قسمت که میگم نخل مرا سیما بکن یعنی تو یکی از اون نعمت های زیبا من هستی
    امیدوارم توضیحی که دادم مفید بوده باشه
    خیلی هم ممنونم بابت نظرتون🙏

      جلال زمانی · 2026/04/26 در

      سلام
      ممنون ا توضیحاتتون

سهیلاسعدی · 2026/04/23 در

قلمتان مانا.موفق باشید

    سیدعلی دیواندری · 2026/04/24 در

    سپاسگزارم 🙏

سهیلا سعدی · 2026/04/23 در

قلمدان مانا.موفق باشید

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *