دفتر شعر فائزه اکرمی
دفتر شعر فائزه اکرمی

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد
مبتلا
از(ا)ون روزی که قلبم مبتلا شد
توی چشمات شکست و بی صدا شد
خودمو خورده خورده جمع کردم
خودمو از نگاهت منع کردم
نفهمیدم چه چیزی پیش رومه
واسه هیچ کاری من میلی ندارم
زمان هم می گذره تأثیر نداره
تو با حرفات بهم جرأت می دادی
دلم خالی شده تفسیر نداره
تو رفتی زندگی بی تو حرومه
منم اون که دلش از عشق پر بود
نگاهم با تو غرق گفتگو بود
چشام از حال خوبم برق می زد
شکوه آینه های روبرو بود
نمی دونستم این تقدیر شومه
من امروز از خدا خواستم که فردا
عوض شه جای ما تو بگی ای کاش
بگم می رم تو دستامو بگیری
بگی عشقم یه لحظه جای من باش
بگی عشقم بری کارم تمومه
توی صندوقچه ی قلبم به مهره
که خورده پای تو عشق قدیمی
تا وقتی زنده هستم من همینم
نمی رم سمت هیچ حس صمیمی
واسه غیر تو قلبم مُهرومومه
هنوزم حرف مردم از من و توست
می گن من آدم قبلی نمی شم
همه می گن که عشق تو کشنده ست
بیا تا روز آخر باز پیشم
بیا بگو که این حرفا کدومه ؟
دل هیچکس واسه ی من نسوزه
خودم خواستم بشه دار و ندارم
خودم خواستم بشه منجی قلبم
همون که تا همیشه دوستدارم
همون که عکسش اینجا روبرومه
رفتن تو
همه بهم می گن نریز تو خودت
می گن نذار توی غمات گم بشی
می گن ما با همدیگه جور نبودیم
می گن نذار سوژه ی مردم بشی
شبا تا میفته چشام به عکست
ساعتمو سریع نگا(ه) می کنم
با فکر اینکه وقتشه بخوابم
توی دلم فقط دعا می کنم
دعای اینکه یه روز از خواب پاشم
ببینم از رد نگام پاک شدی
ببینم اونی که واسش می میرم
دیگه براش نمی میرم بی خودی
خیلی دلم می خواد که زود بخوابم
خاطره هات بازم میان سراغم
نمی دونم تا کی دووم میارم
دستام یخه با اینکه از توو داغم
آینه ی قدیه توی خونمون
با رفتنت چقد غبار گرفته
رو آینه عکستو براش کشیدم
تا که نفهمه چهره ی تو رفته
حقیقت رفتن تو قشنگ نیست
نمی تونم آدم قبلی بشم
تحملش سخته می گن تو رفتی
بعد تو دیگه عاشق کی بشم ؟
دفتر شعر
فائزه اکرمی

21 دیدگاه
بابک بابایی · 2025/05/27 در
درودبانوی بزرگوارخانم اکرمی اشعارتون پرمحتوا و زیبا هستن سربلند پیروز و ماندگار باشید