دفتر شعر محمد جدی

منتشر شده توسط مجید فاضلی در

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد

نورا

بغضامو من یکی یکی
باید بریزم تو خودم
مث سیگار برگی تو
من به تو مبتلا شدم
نفس نفس می کِشمت
سمت گلو و ریه هام
دیوونگی یعنی که من
تا به ابد تو رو می خوام
با اینکه ارزوت شده
ارّه بشی رو گردنم
شیشه شدم شکسته شم
اونی که می خوادت منم

یکی توو بغلت به جام
لگد زده به بوسه هام
پاییزو کاشتی توو چشام
بارونیه حال و هوام
زیر غرورت له شدم
خسته شده من از خودم
با نونُ گاف و را،.. الف
الفبا رو به هم زدم
.
آرزو میکنم برات
بریزه دنیا رو به پات
ولی بدون که تا ابد
دلم فقط تو رو می خواد

گلایه

دنیا به کی بدهکاره
که شب و روز سر کاره
رویای قرضی من
پایان خوبی نداره

زندگی از من چی می خواد
دل من واسه کی می مرد
این همه ارزو داشتم
کدومش به گوش تو خورد

من کی ام،کجا میرم
کی منو از نو می کاره
یکی نیس به من بگه
دنیا به کی بدهکاره

این همه راهو دویدن
واسه فهمیدن چی بود
رو تن خسته ی دیوار
عقربه دنبال کی بود

تخت و گردی سیاره
ربطی به ریسمان داره؟
گل پژمرده ی زیتون
میوه ی انجیر میاره؟

زندگی با این همه شک
ارزش خستگی داره؟
خودکشی با طناب عقل
خستگیمو در میاره؟

من از این زندگی سیرم
خودکشی رو می پذیرم
واسه ی بهت رسیدن
مث تو باید بمیرم

تن من توی نبرده
پیرهن مرگو می پوشه
یکی ام اون ور دنیا
با ترانه زیر دوشه

گلوله هسته مو وا کرد
کُلِّ سلولُ نگاه کرد
تکّه های پازِلُ دید
نقشه ی اتم رو فهمید

اتمِ کربنِ قلبم
اتم کربنِ فیل بود
صورتِ جاری دنیا
صورت جاری نیل بود

گل پژمرده ی زیتون
میوه ی انجیر نیاورد
لبای خشک سیاره ات
ریشه ی زیتونمو خورد

قرضِ دنیا توی دستم
من کی ام ،کجا نشستم
وسط یه شهر تاریک
گلوی شعرمو بستم
.

من از این زندگی سیرم
مردنو بغل می گیرم
واسه ی بهت رسیدن
مث تو باید بمیرم

ذهن پاک

یه روز با اولین نگاه
عاشق دختری شدم
توو این مسیر بارونی
یک من دیگری شدم
متن کامل ترانه

گِیل

خسته شدم از انتظار
با پای خسته از فرار
دارم می رم سمت قطار
تا که تو رو پیدا کنم
متن کامل ترانه

رویا

یه عمره که نمی بینه
خواب زن خیالی رو
باد،شکسته شاخه ی
درخت خشک دالی رو
متن کامل ترانه

مرینت

مرینته زیبای من
یه دختر چش آبی بود
پلَگ می فهمه حرفامو
می دونه عشق من کی بود
متن کامل ترانه

قطار

نقاب ردّ پای گرگ
همه چی رو فراری داد
برای حمل این قصّه
قلم به من قطاری داد

سوار خط پاییزم
صدای من نمی خوابه
شروع قصّه بارونی اس
ته قصّه یه مردابه

رسیدن به تب شادی
عبوراز آخرین فصله
گُلِ سبزِ توو این جنگل
امید آخرین نسله

نمی دونن که مغز گُل
تموم شب رو بیداره
قلم از جنس پرهاشو
قلم دونه رو می کاره

مسیر اشک و پیمودم
دلیل این همه رودم
به راه چاره برخوردن
که راه چاره من بودم

توو شهر بی طلوع من
پرنده توو قفس مُرده
می گن که پشت میله ها
به جای دونه،سم خورده

مث موهای بور عشق
قطار من وله توو باد
یه دیوونه توو خطِّ من
جهان بی ریا می خواد

شاید باید که رویاشو
رو ذهن هر کسی هک کرد
تو شهر بی طلوع من
باید به زندگی شک کرد

سیاه زندگی مثل
بخار رنگ نوشابه
یه مردابه جهان من
جهان من یه مردابه

.


هفت سین

با این چشمای بارونی
چقد سخته بگی خوبم
مثِ یه عشق بی منطق
فولاد سردو می کوبم

دلم تسلیم جوهر شد
منم متنو به شب دادم
هنوزم پنجره بازه
دلم میگه که آزادم

همیشه اخر شب ها
سراغ عشقو می گیرم
اگه باشه تو خواب من
تموم روزُ می میرم

همیشه اخر شب ها
دلم فانوس رویاشه
همش درگیرشب هاشم
نمی ذارم که تنها شه

نمی ذارم که برگرده
به اون روزای بیهوده
تنش قاطی رگ هامه
تنم رگ هاشو پیموده

تنش مورفینه وقتی که
لباس عید و می پوشه
خدا هم عاشقش میشه
شرابِ عشقو می نوشه

رو هف(ت) سین شب عیدا
دارن بغضامو می چینن
همش تکثیر غم هامه
سراب سالُ می بینن

صدای موج دریا رو
شب هفت سین عیدا رو
غم وپُک های سیگارو
توو بغضای نو می کارم

توو تُنگِ سفره ی هف(ت)سین
تن آبا رو هل می دم
به تُنگِ سفره ی عیدا
شراب وعطر و گل می دم

تصور کن تن بادو
رو برگای جوون و پیر
تصور کن شب عیدو
یکی سیره،یکی دلگیر

تصور کن تن ماه و
تو چشمای غروب شب
تصور کن یه عاشق رو
که می میره از آه وتب

.


دشت

تو دشت پر نقاب من
که ذهن ادما خامه
دلیل گریه های ابر
بخار اشکِ چشمامه

دلم خرج کسی شد که
چشاش سبزو موهاش بوره
نقاب خنده رو صورت
تو دشت من یه دستوره

مرور خاطرات من
دل شب رو به درد انداخت
صعود ریزش گریه
تن سیل و تو دشتم ساخت

چشای سبز عشق من
تن سیل تو خود داره
کسی که عاشق و تنهاس
تو دشت من یه بیماره
.
توو دستم قاب عکساشه
لبم درگیر ای کاشه
دلیلِ رشد آزادی
بخار رنگ چشماشه
.

تو دشت پر نقاب من
گُلِ کینه فراوونه
تبِ سنگین پرهاشون
تنِ دشتو می سوزنه

تو دشت پرنقاب من
گلوی کوچه ها تنگه
فراربغضِ توو کوچه
با بغض من هماهنگه

تو دشت پرنقاب من
می گن ممنوعه عاشق شی
نمی دونم که برگ من
مچاله شد تو مشت کی

یکی با مهر خوشبختی
فضای غم رو می بنده
محاله رو لب مردم
نکاره دونه ی خنده

به خنده های اجباری
منم رولب مکان میدم
به اصلاح دل زخمیم
به اینده زمان میدم

توو دستم قاب عکساشه
لبم درگیر ای کاشه
دلیلِ رشد آزادی
بخار رنگ چشماشه

.


دفتر شعر محمد جدی


جدول کامل هم قافیه ها
روی عکس کلیک کنید
هم قافیه ها

دفتر شعر رایگان

دسته‌ها: شعر و ترانه

مجید فاضلی

خواننده / ترانه سرا / آهنگساز

31 دیدگاه

م. محمودی · 2025/07/13 در

با آرزوی موفقیت روزافزون برای شما. دفتر شعر بسیار ارزشمندی بود.
(با کلیک روی نامم، از دفتر شعرم دیدن کنید)

بابک بابایی · 2025/07/07 در

درودجناب جدی بزرگوار اشعارتون زیبا و دلنشین هستن پیروز و سر افراز و مانا باشید

زهرا رحمانی فر · 2024/09/23 در

با عرض سلام خدمت شما
اشعارتان زیباست
با آرزوی موفقیت روزافزون برای شما

یعقوب اسدی · 2024/06/09 در

درود بر شما
کارهاتون واقعا زیبا هستن
با آرزوی موفقیت های بیشتر برای شما

علیرضا نوروزیان · 2024/03/01 در

💙💙💙💙

علیرضا نوروزیان · 2024/02/25 در

(نورا) از اون ترانه هاست که من به شدّت دوستش دارم

ممنون آقای جدی واسه خلق این اثر👏💙

سما مولایی · 2024/01/15 در

خیلی زیبا نوشتین قلمتون ماندگار

سما مولایی · 2023/11/22 در

سروده هاتون بی نظیر بود

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *