دفتر شعر محمد جلائی مرادی

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد
یادمان عشق
بی بهانه بود تمام حرف های عشق
بی کرانه بود سواحلی که موج مینوشت
شکوه دلبرانه بود قلم نگار واژه ها برای یادمان عشق
نگاه تو
صدای خنده های تو
سکوت سرد و ساده ات برای من
یگانه بود
تبادل نظر میان ما
تمام حرف های بی صدای ما
چه عاقلانه بود
چه خوش نوا تمام گام های این ترانه بود
گذشت سال ها به پای عشق
چه روز های شاد و تلخ در زمانه بود
.
سکوت خلوت شب
چه گُر گرفته تنم
حرارتِ بدنم
سکوت خلوت شب
هوای شرجی و تَب
ای همه هستیِ من
دلیل مستیِ من
دوایِ درد منی
یه وقت به هم نزنی
غُبارِ خستگیا
دِلو وابستگیا
هوای تارِ شبه
نفس، بخارِ شبه
دلم به یادِ توئه
همیشه شادِ توئه
بمون و خنده بکن
مَنو برنده بکن
.
دفتر شعر محمد جلائی مرادی

13 دیدگاه
بابک بابایی · 2025/06/14 در
درودجناب مرادی بزرگوار اشعارتون پرمحتوا و زیبا هستن سربلند پیروز و ماندگار باشید
یعقوب اسدی · 2024/01/04 در
درود بر شما
اشعار زیبایی دارید
موفق باشید