دفتر شعر محمد شیرزاده
دفتر شعر محمد شیرزاده

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد
مسافر
کودکم من گرچه, سی اندی دارم
از بزرگواری نه، از بزرگی لیکن اندکی بیزارم
کودکی ه من را این زمان دزدیده
موی من گشت سپید از درون بیمارم
پیش تر ها شب ها، زود می خوابیدم
حال از فکر زیاد روز و شب بیدارم
در گذشته غرق و فکر فردا دارم
حال را کرده خراب بر لبم سیگارم
تکیه بر هر که زدم پشت من خالی شد
به جز از عشق که شد، تکیه گه و دیوارم
هرکجا با من بود به لبم لبخند بود
به یقین هرجا نیست بی کس و بی یارم
دل پر درد مرا دور از غصه کند
هر زمان سر را بر شانه اش میزارم
هرکجا هست خدایا به سلامت دارش
حالیا نیست و من غرق چنین پندارم
کی خدایا سفر از سفره من برچینی
یا که هرجا روم او را به کنارم دارم
تیر ماهی
تیرگان تیری ز چله بر کشید
تیر عشقش آمد و قلبم درید
آتش عشقش به جانم شعله زد
تیرگی های جهان شد ناپدید
از نگاهش عالمی پر نور گشت
ماه تاب ترسید و جایش تنگ دید
گفت باخود چیست ماهی دیگر است
یا که خورشیدی جدید آمد پدید
عالمی حیران و مست دیدنش
او ولی دید هرکه را رخ برکشید
تا مرا دید او ولی رخ باز کرد
او نوای عشق من را می شنید
دست در دست من مسکین بداد
از برای زندگی من را گزید
زندگی روی خوشش بر من گشود
اشتر بخت عاقبت بر من رسید
تولد
به دنیا آمدم تا با تو باشم
کنارت با غم عشق آشنا شم
به دنیا آمدم دستت بگیرم
کنارت زنده باشم تا بمیرم
تو آغاز من و پایان راهم
تویی آرام شبهای سیاهم
اگر دنیا تو را از من بگیرد
دگر دنیای فانی را نخواهم
عشق
خسته ام از باده و از آن سبو
خسته ام از آن و از ایشان و او
خسته از درد مکرر در دلم
خسته از بغض نشسته بر گلو
خسته از دنیای در گردش منم
خسته از راه و پس و در پیش رو
خسته از این زندگی بودم بسی
خسته با صد ها امید و آرزو
خسته بودم تا تو را من یافتم
تو خودت راهی و من هم راهجو
تو به پیش و من به دنبالت زنم
چنگ بر موج و بر آن دریای مو
عشق قلبت را تسلا میدهد
عشق بخشد زندگی را رنگ و بو
بی تو
ای کاش که از حالم، بی تو با خبر باشی
ای کاش که من باشم، هر جا تو سفر باشی
ای کاش که از یادم یک لحظه نگردی محو
یادت بود آرامم از در که به در باشی
هر لحظه کنار تو، یک عمر حساب آید
از اول شب با هم، تا وقت سحر باشی
درد از تو اگر باشد، من حاضرم ای درمان
من ساقه ی آن سرو و تو نقش تبر باشی
جانم به کف دستم، اندر طبق اخلاص
در راه نجات تو، گر تو در خطر باشی
جنگ زندگی را من، بازنده نخواهم شد
اندم که مرا جانان شمشیر و سپر باشی
یک دم ندهم وقفه، باسر به عجل آیم
در آتش و در دوزخ، آنجا تو اگر باشی
سیاره ام و سردم گرمای تو را خواهم
ای کاش مرا عشقم خورشید و قمر باشی
از دیدن روی تو من سر بنگردانم
چشم از تو نگردانم چون تو در نظر باشی
ای کاش که تا آخر، ای مادر و ای همسر
هر لحظه کنار من، با من پدر باشی
دفتر شعر
محمد شیرزاده
جدول کامل هم قافیه ها

16 دیدگاه
سهیلا سعدی · 2026/04/26 در
اگر توی شعر تولد به جای شبهای سیاهم بگی شب های تارم ،بنظرم وزن شعربهتر ازآب درمیات
فاطمه زهرا کریمی · 2026/04/21 در
در مسیر شعر و ترانه بدرخشید
یعقوب اسدی · 2026/04/11 در
درود بر شما
تیر ماهی زیبا بود
احسنت بر شما
جلال زمانی · 2026/04/04 در
سلام
تیرماهی جالبه
مرحبا
محمد شیرزاده · 2026/04/15 در
ممنون از لطفتون، مرسی که بررسی کردین
فاطمه زهرا کریمی · 2026/02/27 در
شعر تیر ماهی رو خیلی دوست داشتم
محمد شیرزاده · 2026/04/15 در
ممنون از اینکه بررسی کردین و مورد توجه شما قرار گرفت
رضا نجفی · 2026/02/19 در
درود برشما شعر تولد زیباست بسیار لذت بردم موفق باشید…
یاس توکلی · 2026/02/17 در
درود شعر تولد بسیار زیباست سپاس
جلال زمانی · 2026/02/16 در
درود
تولد شعر جالبی شده
مرحبا
اما نظر خودما میگم
مصرع هفتم قافیه نداره مگر اینکه با سه مصرع قبلش اونا دو بیتی حساب کنیم
مصرع ششم
تویی آرام شبهای سیاهم
خیلی معنی نداره
میشه گفت
تویی آرامش شبهای تارم
موفق باشید
رضا نجفی · 2026/02/15 در
درود برشما شعر عشق بسیار زیباست موفق باشید ..
محمد شیرزاده · 2026/02/15 در
ممنون لطف دارید. ممنون که خواندین و بررسی کردین
جلال زمانی · 2026/02/14 در
سلام ودرود
عشق خیلی زیبا شده
آفرین
محمد شیرزاده · 2026/02/15 در
سپاسگزارم، خوشحال شدم که پسندیدید