دفتر شعر منصوره حسین زاده

منتشر شده توسط مجید فاضلی در

دفتر شعر منصوره حسین زاده

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد

دلگرفته

گر دلی گرفته میخواهی، بیا اینجاست
آرزوی رفته میخواهی، بیا اینجاست
در انزوای خود به ثمر نشسته ام ببین
دانه در خاک خفته میخواهی،بیا اینجاست
هر کس که رسید تیشه ای به من زد و رفت
شاخه ای شکسته میخواهی، بیا اینجاست
ما نگفتیم رازهای دل به غیر،باور کن
لبهای بسته ای میخواهی،بیا اینجاست
غبار گرفته ام از ریز گرد تنهایی
دستی به سرم نیست ز مهر کسی بِکشد
هر روز با خودم زمزمه میکنم این را
که این دردها شاید شبی مرا بکشُد
مگر من از آسمان نیلگون چه میخواهم
یه سقف بر ویرانه های آرزوهایم
که شبها خیره شوم به آن بیارامم
که شب زنده داری روا نیست با دردهایم….

درد تنهایی

خزونه زندگیم،گلام همه زرد
بهارو از توی چشمام ربودن
میخواستم قهرمان قصه ها شم
کلاغا آخرش صادق نموندن
تا وقتی آسمون با من میباره
محاله تو نگاهش خودکشی کرد
ببین مردی که احساسش شکسته
چجوری پا میشه با این همه درد
تو زندون خودم دیوونه میشم
کسی چشماشو پیشم جا نذاشته
کسی تو باغچه تنهایی من
گلی از جنس احساسش نکاشته
من از ویرونی موجای دریا
به تُنگ ماهیِ تنها رسیدم
خدا میدونه و بغضای کهنه م
چه رنجایی تو این دنیا کشیدم
کجا باید بره این مرد تنها
که درداشو تو غربت جا بذاره
میون این همه گلدون،اگه خواست
گلش توی یکیشون پا بذاره
یه روزایی تو بن بست نگاهت
به لبخندی خودت رو تازه تر کن
تو این دنیا اگه عشقی نداری
به رویایی که میبینی سفر کن..

چهلم نبودنت

به انتظار روشنی
نشسته ام چه بی قرار
کمی شکسته تر شدم
شبیه باغ بی بهار
خرابه ای ست بر دلم
مرا به غم سپرده ای
خودت میان آسمان
مرا چرا نبرده ای
صدای گریه ی مرا
شب از ستاره ها بپرس
زمان رفتنت شده
چهل شبانه روز، درست
تو ای رفیق نیمه راه
دل مرا شکسته ای
تو هم میان آسمان
به سوگ من نشسته ای؟
به قاب عکس ساکتت
نگاه میکنم هنوز
به مرگ تلخ ثانیه
به حال خود،به شب،به روز
به حسرتی که با من است
هنوز خو نکرده ام
تو را به قدر احتیاج
هنوز بو نکرده ام..
به شانه های تو دگر
چگونه تکیه می زنم
به آسمان خود بگو
مسافر بعدی منم…

دو بیتی

یک روز از این درد گذر خواهم کرد
در عشق تو تجدید نظر خواهم کرد
سیل است تماشای تو،ویرانی محض است
از سایه ات هم صرف نظر خواهم کرد

رسم عاشقی

ادعای عاشقی داری،دلت همراه نیست
پیله را در خود شبیه قصر قارون ساختی
فرصت پروانه بودن را سپردی دست باد
تو به یک کرمِ درون پیله، خود را باختی
هر که روی تخته سنگی تیشه زد فرهاد نیست
تا قرار عاشقی یک عمر باید کوه کند
واعظان هر بار در گوشت نصیحت می کنند
تو ولی روی تمام حرفها در را ببند
عشق را در بوسه های آتشین معنی نکن
جای بوسه بر لب معشوق،کوهی امن باش
خانه های کاغذی را آب با خود می بَرد
جای سدِ راه بودن مثل رودی امن باش

عاشقی

چونان درگیر توام
به مانند قند در چایی
تمام تار و پود من گم شد
شیرین است در تو مردن،آری
پشت چشمهایت تراکمی از ابرم
جنازه ای از دردهای پنهانی
به جستجوی یک بهانه میگردم
برای بارش این التهاب طوفانی..

طرد شده

می خواستم شعری برایت بنویسم درخور تو
اما تمام بیت ها را خدا به گروگان گرفته است
سمت من پر از تمنا و سمت تو تهی ست
خدا نیز از تو دلش بی گمان گرفته است
گر چه من باکره ام،اما احساسم که باکره نیست
تو سالهاست محرم این قلب پر از درد منی
در مرز فروپاشی خود،به انتهای خود ایستاده ام
در تو خواهم مرد؛ساعتی،دقیقه ای،روزی،شبی
گفتی به خشم که برو و خدا ننگهدارتت
گفتم آهسته و دلشکسته که خدانگهدارت
خدا نیز نتوانست قانعت کند برای بازگشت
خدانگهدار تو و عاطفه و احوالت..

رویای تازه

کاش میشد گوشه ای در این جهان
چشمها را بست و در یک روز سرد
چای را نوشید و با یک بیت شعر
با تمام خستگیها گریه کرد
کاش میشد فصل کوچ قاصدک
روی هر یک حس خود را حک کنم
هیچ فکرش را نکن من ذره ای
در مسیر قاصدکها شک کنم
کاش میشد زیر باران با تو رفت
زیر باران چترها را جا گذاشت
مثل مرغان مهاجر سمت رود
روی یک دریای آبی پا گذاشت
کاش میشد در میان این زمین
گوشه خلوتگهی برپا کنیم
هر چه عشق و سادگی و مهر هست
در میان گوشه هایش جا کنیم
کاش میشد در کنارت راه رفت
هر کجا رفتی همانجا خانه است
کاش میشد در هوای عاشقی
در کنارت با دقایق عهد بست…

شرح حال …

اگر حال مرا پرسی،کمی تا قسمتی ابری
کمی بغض نهان دارم.
صدایی در درونم هست که میکوبد به کابوسم
که آهی بی امان دارم.
تو از دردم چه میدانی،شده در خلوتت قلبت به درد آید؟
شده در سجده گاهت چشمه ای از اشک را جاری کنی،که این غمهای بی پایان بسر آید؟
اگر حال مرا پرسی،بسان لحظه ای هستم که چشمان کسی فهمید عزیزش رفته از دستش.
که میبیند به عمق استخوان خود،چه دردی با خودش دارد..
لمس تن سردش.
اگر حال مرا پرسی
بسان لحظه ای هستم که در باور نمیگنجد

مرگ های مشابه

در گور خفته ای دیدم شبیه خودم
بر مزارش غریب حک شده بود
چه شباهتی ست میان من و او
پیش از اینکه روشن شویم،شب شده بود
سوت و کور بود مزارش پنج شنبه ها
سنگ قبرش هزاران ترک خورده بود
هیچ گلی بر مزارش نیاورده اند
شاید او قبل از عاشق شدن مرده بود
او منم یا من او،نمیدانم
هر دو در یک زمان مرده بودیم
او در آغوش خاک،من در انبوه رنج
هردومان زخمها خورده بودیم
آری از دردها گریزی نیست
باد هم رنج میکشد از ریزش برگ
خاک گرسنه است و میبلعد
راه حلی نیست در توقف مرگ…

دفتر شعر
منصوره حسین زاده

جدول کامل هم قافیه ها
روی عکس کلیک کنید

دسته‌ها: شعر و ترانه

مجید فاضلی

خواننده / ترانه سرا / آهنگساز

23 دیدگاه

م. محمودی · 2025/06/26 در

با آرزوی تداوم درخشش، قلمتان همیشه پرتوان🙏🌹
بسیار لذت بردم، موفق و سربلند باشید.
(با کلیک روی نامم، از دفتر شعرم دیدن کنید)

سرور ویسی · 2024/12/15 در

احسنت بانوی پراحساس. درود فراوان برشما. 💝🙏

بابک بابایی · 2024/12/05 در

درود خانم حسین زاده بزرگوار اشعارتون پرمحتوا و زیبا هستن احسنت

عبدالرضا حاجی زاده · 2024/09/14 در

سلام خدمت شاعر گرانقدر سرکار خانم حسین زاده . از اشعار شما بسیار لذت بردم. مانا و برقرار باشید.

زهرا رحمانی فر · 2024/07/02 در

با عرض سلام و خوشآمد گویی خدمت شما دوست عزیز
بسیار عالی بود
با آرزوی موفقیت روزافزون برای شما

مریم زارعی · 2024/05/25 در

درود بر شما و قلم زیباتون،امیدوارم موفق باشید دوست هنرمندم💓

مریم ملک آرا · 2024/02/23 در

درود برشما با لبخند ِ دوستی
شعر رویای تازه خیلی قشنگه چندبار خواندم ولی باز پراز معنا وتازگی
خیلی زیبا می نویسید
وقتی شعرهای شما ودوستان را که می خوانم
متوجه نغز وکاستی در نوشته هایم می شوم
من با شعرهای شما ودوستان قوی خواهم نوشت حتما
ممنونم از قلم وشعرهای قشنگگگتون
عالی هستن منصوره جانم💙💙

    منصوره حسین زاده · 2024/02/29 در

    سلام دوست عزیزم،ممنونم از انرژی مثبتتون،اتفاقا منم قلم شما دوستان رو که میبینم پی میبرم در بیان احساسات چقدر ضعیفم و باید ازتون یاد بگیرم خیلی چیزارو.از نگاه زیبات ممنونم🌹🌹

انوری · 2024/02/17 در

بسیار عالی بانو حسین زاده نازنین💯💯

علیرضا نوروزیان · 2024/02/15 در

شعراتون واقعاً جذاب هستند

آفرین به ذوق شما🌹💙

    منصوره حسین زاده · 2024/02/29 در

    از نگاهتون ممنونم🙏🌹

علیرضا نوروزیان · 2024/02/04 در

سلام و درود

به جمع ما خوش آمدید سرکار خانم “حسین زاده”عزیز

براتون آرزوی موفقیت و شادکامی دارم🌹💙

    منصوره حسین زاده · 2024/02/05 در

    با سلام و احترام خدمت شما دوست گرامی.
    ممنونم از لطفتون و من نیز براتون آرزوهای زیبا دارم..🌹

    یعقوب اسدی · 2024/02/13 در

    درود بر شما خانم حسین زاده بزرگوار
    آرزوی موفقیت دارم براتون.
    اشعار تون هم زیباست

      منصوره حسین زاده · 2024/02/29 در

      ممنونم شاعر محترم جناب آقای اسدی🙏🌹

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *