دفتر شعر مهشید خدامرادی

منتشر شده توسط ADMIN در

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد

انتظار

شب ها پشت هم می آیند
ماه ها وسال ها همچو باد می گذرد
ومن،همچنان انتظار آمدنت را می کشم
همچو مترسگ،بی حرکت،همچو جغد ،شب بیدار
روز هارا به شوق آمدنت شمارش می‌کنم
نمی دانم انتهای این شمارش ها کی وکجاست؟
اما به آمدنت یقین دارم
وتا آخرین نفس روز هارا می شمارم
اما نکند نوش دارو شوی و بعد مرگ سهراب بیایی!
که دیگر در من توانی برای دیدنت نیست

عمر بر باد رفته

میان رفت وشد این دنیا انگار مسیررااشتباهی آمدم
سخت است به پاهای تاول زده ام بگویم تمام راه را اشتباهی آمدم
من از درون زندانمو از بیرون زندانی
تو چه میدانی مفهوم سکوت زندان وزندانی
به جنونم کشانده بود هردم حصار این دنیا
دیدمت میان جماعت توهم خوش آمدی تماشا
نداشت میل صید کردنم را صیاد
انگار اوهم تورش را به هوای بازی ما انداخته بود
پایان ماجرای زندگانیم چه شد
جوانیم برفت وعمر را حاصل نشد

بیا رقص کنیم زندگی را

من هم مثل تو زخم دیده ی روزگارم
من هم از زمان های دور تا الان انتظار یک تلنگر دارم
بیا هل هله هارا سردهیم ومی خواران سرمست باشیم
من هم در این مسیر آزادی چنگ به افسار برده ام
یادت باشد میان موج‌ سنگین طوفان ها
لطمه ای به سکوت در یا ها نباید زد
باید از درون غوغا کنیم وبرخیزیم
در هوای پر کردن خالی ها

برزخ پر فریب

با دل پر غصه ام سازش ندارم
در جاده پیچ و خم آرامش ندارم
این خودخوری های لعنتی
گویی ربوده‌اند زندگی کردنم را
برزخ های پرفریب زندگی
زهری کشنده به جانم ریختند
افسانه های دنیوی
ا پیچیده اند در یادم
آتشم ،خاکسترم
در پیچ و تاب زندگی

تب وتاب ثانیه ها

به ثانیه ها سوگند لحظه ها
در تب و تابه رفتنن
به مرگ خاموش در لحظه ها
حضورت که نباشد در هوای من
بگذار بمیرند تب و تاب ثانیه هام
در بامدادان خموش
آن لحظه که خورشید را در آغوش می گیرم
نفس هایت را زندگی می کنم

جای خالی

سکوت می کنم سکوتی بلندتر از فریاد
لحظه ها را درد دارم
درد من بودنت نبود
درد من نبودن هایت بود
یادت می آید نبودن هایت را فریاد می‌زدم
در واپسین لحظه های رفتنت
با خود گفتم من اگر دریا را هم به پایت بریزم
وقتی خیال برگشت نداشته باشی بر نمی گردی

خسته و دل بسته

نگفته های پنهان
نهفته در دل من
راز های نهان
پیوسته در سر من
پرفریاد غریبم
که گره خورده به جانم
خاموش وبی حسم
شکستم وترک خوردم
مثل کوچه بن بستم
ناامید وپریشانم
خسته ودلبستم
دلت را می خواهم خدایم

بغض های پنهان در سکوت

سکوتی را شکستم که کس آن را نداند
سکوت را شکستنم که کس دردم نداند
گرفتی خنده‌ ای را از لبانم
گرفتی شادی ام را از روانم
ویران شده ام ز رفتنت
نالان شده ام ز رفتنت
اشکی نمانده در چشمانم
بی دلیل گریانم

فرشته زندگیم

مادرم ،صندوق چه اسرارم
مادرم ،رفیق تنهایی ام
تو که هستی که بی تو خاموشم؟
تو که هستی که دوایی برای دردام؟
آرامش جان منی
دردای پنهان منی
طبیب زخمای منی
مادرمی
نفس وجان منی
مادرمی
شده ام مست چشات
عاشق رنگ موهات
تو که خوبی
تو که جان وتنمی
توکه ماهی
تو که یاقوت منی
چه کنم برای؟ تو تاج سری
مادرمی
وقتی که تو کنارمی
پادشاه قلبمی
چشمامو بهت میدم
خنده هامو بهت میدم
دستامو بهت میدم
پاها مو بهت میدم
فقط بمون کنارم
تاباشی تو یارم

به دریایی گرفتارم

گرفتارم به دریایی که باز
برد کفش های پدرم را باخود
کفش های پدری را که
شب هایش را به ناله صبح میکرد
صبح را با عرق های پیشانی اش شب می کرد
ومن شب را خواب هفت پادشاه میدیم
صبح را ‌گشت وگذار می کردم
بی خبر از آنکه دست های پدرم تاول زد
پایش سرخ بود همچو اناررر
پدرم ازوقتی دریای نامرد
پای پوش هایش را با خود برد
پای برهنه قدمش درخاک نهاد
تو که هستی پدرم؟فرشته ای؟
بگذار شانه هایت را بوسه ای زنم
دست هایت را که نمی توانم آخر
زیرا تاول زده اند هزارررر
می نویسم سخنی باز آخر
که شود تقدیمت ای مهربان پدر
همچو کو استواری
وبه خود می نازی

دفتر شعر مهشید خدامرادی


جدول کامل هم قافیه ها
روی عکس کلیک کنید

دسته‌ها: شعر و ترانه

50 دیدگاه

مریم زارعی · 2022/08/28 در

آرزوی موفقیت دارم براتون دوست عزیز

    مهشید خدامرادی · 2023/07/07 در

    سلام وسپاس بانو زارعی

لیلا عسگری · 2022/07/31 در

سلام مهشید جان بازهم منتظر خواندن اشعار زیبایت هستیم

    مهشید خدامرادی · 2022/08/04 در

    سلام به استاد گرامی چشم حتماا دارم رو دوتا کار میکنم

یعقوب اسدی · 2022/07/22 در

درود بر شما سرکار خانم خدامرادی
اشعار بسیار زیبایی دارید
تبریک میگم یه این همه توانایی شما
لذت بخش بود

    مهشید خدامرادی · 2022/08/04 در

    سلام .سپاسگزارم جانب اسدی

هاجر امانی · 2022/07/21 در

سلام خانم خدا مرادی عزیز
اشعارتون بسیار زیباست و از خواندنشون لذت بردم
امیدوارم در این مسیر زیبا خوش بدرخشید

    مهشید خدامرادی · 2022/08/06 در

    خیلی متشکرم خانم امانی عزیز💖

فاطمه زهرا کریمی · 2022/07/20 در

بسیار عالی

    مهشید خدامرادی · 2022/08/04 در

    سپاسگزارم

فاطمه زهرا کریمی · 2022/07/09 در

موفق باشید

    مهشید خدامرادی · 2022/08/04 در

    تشکر

لیلی عسگری · 2022/07/07 در

سلام مهشید جان چقدر خوشحال م ازاین که می بینم هرروز هزارها قدم روبه پیشرفت برمیداری، شعر زیبای برزخ پرفریب را خواندم بسیار زیبا بود احسنت.

    مهشید خدامرادی · 2022/07/09 در

    سلام به دبیر گرامی ام سرکار خانم عسگری عزیز ودلسوز
    اینکه من در این سایت شعر های را بارگذاری میکنم همه آن رااز شما شاعر عزیز ودوست داشتنی آموختم واگر شعر های شمارا نمی خواندم شاید هیچ وقت انگیزه گفتن شعر در من به وجود نمی آمد .باید بگویم این شعر هایم را مدیون شما ام و در همین جاکه هزاران هزار شعر هایم را می خوانند باید بگویم من از داشتن همچین دبیر وشاعر مهربانی چون شما افتخار می کنم و در آخر گفتن شعر را از شما آموختم💕❤

میلاد مهرابی · 2022/06/28 در

سلام خانم خدامرادی
تبریک اشعارتون واقعا زیباست
لذت بردم موفق باشین .

    مهشید خدامرادی · 2022/06/28 در

    سپاس آقای مهرابی عزیز
    شادی نصیب زندگی تان

انوری · 2022/06/27 در

سلام خانم خدامرادی جان🌺
تبریک میگم حضورتون رو
طبع لطیفی دارین و
با احساس می نویسد
موفق بمانید 🌺

    مهشید خدامرادی · 2022/06/27 در

    سپاس از شما دوست عزیز 💕روزگار بر وقف مرادتان

طاهره سبحانی · 2022/06/26 در

درود بر شما و تبریک
به جمع اهل قلم خوش آمدید
چه شعر زیبایی. احسنت..
قلمتان مانا دوست عزیز

    مهشید خدامرادی · 2022/06/26 در

    سپاس از شما خانم سبحانی عزیز
    از اینکه شعر من را دوست داشتید متشکرم ان شاالله در تمام عرصه ها و شعر هایتان قلمتان توانا باشد❤

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *