دفتر شعر میلاد عنایتی
دفتر شعر میلاد عنایتی

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد
حسود
به عکسای تو خیره بودم شبی
به موهای خیس سر شانه ات
چقدر من حسودم به آن آینه
به تاج و به شال و به آن شانه ات
چقدر من حسودم به پیراهنت
شناور شده روی اندام تو
به دود نشسته به روی لبت
که حلقه شده توی هر کام تو
به عمق دو چشمت که راه شبم شد
که برق نگاه تو ماه شبم شد
یه سیگار و چایی و عطر تنت
من و این خیابون پس از رفتنت
تو بارون قدم زد خیالم یه شب
به سمت همون نیمکتی که نبود
همونجا نشستم ولی رو زمین
یکی بود و اینبار تویی که نبود
دفتر شعر
میلاد عنایتی

9 دیدگاه
سعید میرزایی · 2025/05/25 در
من از این نوشتن مگه چی رو میخوام
به جز گفتن از تو به جز خوبیاتو……لطفا باز هم بنویسید برامون🌹
رضابزی · 2025/02/16 در
شعر خوبی بود موفق باشید
بابک بابایی · 2025/02/16 در
درود جناب عنایتی بزرگوار اشعارتون زیبا و دلنشین هستن پیروز و سر افرازباشید
زهرا رحمانی فر · 2024/09/22 در
با عرض سلام خدمت شما
شعر زیبایی دارید
امیدوارم شاهد اشعار بیشتری از شما باشیم
با آرزوی موفقیت روزافزون برای شما
یعقوب اسدی · 2023/12/28 در
درود بر شما جناب عنایتی
شعر زیبایی بود
امیدوارم که اشعار بیشتری از شما در این سایت ببینیم.
علیرضا نوروزیان · 2023/12/08 در
💙💙💙💙
عبدالرضا حاجی زاده · 2023/11/21 در
عالی بود . برقرار و مانا باشید.
رضازنگنه · 2023/12/27 در
درود به شما آقای عنایتی لطفا اشعار بیشتر بذارید تو دفتر شعرتون استفاده کنیم💛🌻🌻🌻
علیرضا نوروزیان · 2023/11/20 در
درود به شما آقای عنایتی
خوش آمدید به جمع ما
(حسود) به دلم نشست زیبا بود💙🌹