شعر « آشفتگی » – حمیدرضا جلالی

منتشر شده توسط مجید فاضلی در

آشفتگی

در آن روز بهاری چون به چشمانت نظر کردم
دل دیوانه را از موی تو آشفته تر کردم

میان آبی چشم تو افتادم در آن هنگام
که بهر جرعه ای محض عطش٬ خبط و خطر کردم

دلم آنگونه بود از شوق دیدارت که می لرزید
من آن را در دل آغوش تو آنگونه تر کردم

چو مویت را نسیمی ناگهان برد و پریشان کرد
تن پاک ترا غرق گل از پا تا کمر کردم

چو دست خیس باران بر تن گرم تو می لغزید
تنم را سایبانی همچو پیچک های تر کردم

توانی گرچه اندر تن نبود اما هزاران بار
به پای دیده بر روی تو سرتا پا گذر کردم

نمی دانی !نمی دانی! که در آن روز بارانی
حدیث دوستی را در نگاهی مختصر کردم

حمیدرضا جلالی

جدول کامل هم قافیه ها
روی عکس کلیک کنید
هم قافیه ها قافیه یاب مختوم به : الف ب پ ت ث ...

بانک فروش ترانه - مجید فاضلی

دفتر شعر رایگان

دسته‌ها: شعر و ترانه

مجید فاضلی

خواننده / ترانه سرا / آهنگساز

0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *