شعر « تنهایِ پاییز » – علیرضا خوشرو
تنهایِ پاییز
می رسد روزی که دیــــگر بی قــــــــرات نیستم
لبــــــــریز از یـــــــادِ تو ام، امّا دُچــــــــارت نیستم
یادِ تو هر لحــــــــــظه با دَردم تبـــــــانی می کند
سَرد و بی روحم ولی، چَشم انتظارت نیستم
می رسد روزی که بی من بی قراری می کنی
مثلِ گُل زیــــــبا شدی ، من در بـــــــهارت نیستم
شاید هر دَم مثلِ من یادم کنی ، امّا چــه سود
اصلاً مَنی در کار نیست، من در دیارت نیستم
می رسد روزی که زیرِ خـــاکی از این سرزمین
خـــــــفته ام آســــــوده من ، امّـــــا کـــنارت نیستم
مَستی ام آن روزها زیرِ سَرِ چـــَـــــــــــشمِ تو بود
مَستِ مستم من ولـــــــی ، دیگر خمارت نیستم
می رسد روزی کــــــــه از مـــــــا بــــهتری آید زِ راه
رفته ام از یــــــــــــــادِ تو ، دیگر دُچـــــــارت نیستم

8 دیدگاه
ملیحه ارجمند · 2021/11/16 در
بسیار زیبا ففط جسارتا مصرع دوم بیت اول احساس کردم کلمه لبریز یه کم وزن رو سنگین کرده و خوانشش روان نیست . جسارت منو ببخشید
سیده مریم · 2021/09/15 در
سلام
بسیار بسیار زیبا
آفرین
🌷🌾🌷🌾🍃🍂
غلامرضا بهنامی · 2021/09/08 در
درود جناب خوشرو
به یاد شعر زیبای شاعر فقید جناب دکتر افشین یداللهی با اجرای زیبای وحید تاج « یک روز می آیی که من دیگر دچارت نیستم »
تو بی قراری میکنی، من بیقرارت نیستم …
علیرضا خوشرو · 2021/09/08 در
سلام
درود بر شما جناب بهنامی بزرگوار
ممنون از حضور با ارزش جناب عالی
🌹🌹🌹
مریم · 2021/09/07 در
یه اندازه عالم پاییز زیبا و غریب هستش شعرتون و احساستون
علیرضا خوشرو · 2021/09/07 در
سلام و عرض ادب
بانو.مریم گرامی..
ممنون از حضور با ارزش شما
زنده باشید و پایدار
🌹🌹
نرگس میرشاهی · 2021/09/07 در
درود بر شما.این شعرتون رو خیلی بااحساس سرودید جناب خوشرو. به امید موفقیتتون .
علیرضا خوشرو · 2021/09/07 در
سلام
درود بر بانو میر هاشمی
ممنون بابت حضور شما
زنده باشید و.پایدار
🌹