شعر « دفتر شعر » – مهدی بیرقی
دفتر شعر
دفتر شــــــعرم دوباره باز شــد
این ســـکوت زندگی آواز شــد
در شروع فصل خوب زنـــدگی
یا علی گفتیم و عشــق آغاز شد
باز جاری شد زبان نظم مـــــن
مست شعرم حافظ شیــــراز شد
بند بند این وجود سرد و خشک
با نوای گـــرم حق دمســـاز شد
بیت بیت گفته ها در هم تنیـــــد
بحر معنی در کفــــی ایجاز شد
گاه نظم و گاه نثرش شــــد پدید
گاه افشا کرد و گاهــــی راز شد
در کلامی کرد او مدح شـــهان
گه گداری همدم ســـــربــاز شد
یک دم از دنیای زیبا حرف زد
گاه در حق الیقین شهبـــاز شد
با زبان عشق وصف یار کــرد
با رسول عشق هم پــرواز شد
باز چاه شعر من پر آب گشت
زندگی اینگونه بس ممتـاز شد
دفتر شعر مهدی بیرقی
اینجا کلیک کنید


0 دیدگاه