شعر ” محفل حوری وشان ” – رضا یگانی

منتشر شده توسط مجید فاضلی در

محفل حوری وشان

درمحفل حوری وشان
مستان مست دردی کشان
جزتو نمیبیند جرا
این دیده گان اشک فشان

پایان هرشب روشن است
صبح فرحبخش می رسد
بی توشب تاریک من
ازصبح ندارد هیج نشان

خون در رگم آتش شود
با هر نگاه گرم تو
ترسم رسد دستم به تو
جانم شود آتش فشان

آری تواحساس مرا
درجان خود حل کرده ای
احساس بی حسی کنم
برحوریان و مهوشان

آرام نمیگیرد دلم
جون باد صر صر بیقرار
هرسو تورا میجوید او
هم در زمین هم کهکشان

یک قطره از شهد لبت
جانی دوباره میدهد
برآرزو مندان عشق
پرکن دوباره جامشان


دفتر شعر رضا یگانی

اینجا کلیک کنید

مجید فاضلی

خواننده / ترانه سرا / آهنگساز

0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *