دریافت شعر و ترانه های شما
دریافت شعر و ترانه های شما
شاعران و ترانه سرایان عزیز
شعر یا ترانۀ خود را از طریق لینکی که در پایین صفحه مشخص شده ، برای ما ارسال کنید. بین ۱ تا ۷ روز آینده به شما اطلاع میدیم که اثر شما برای فعالیت در این سایت تایید شده است یا خیر. (روزی یکبار بخش کارشناسی شعر را چک کنید)
بعد از ایجاد دفتر شعر ، شما میتوانید جهت ورود اشعار و ترانه هایتان به بانک ترانه نیز اقدام کنید.
(البته در نظر داشته باشید که اشعار و ترانه ها برای ورود به بانک ترانه، با شرایط ویژه و سختگیرانه ارزیابی میشوند. اما برای ایجاد دفتر شعر خیلی سختگیری نمیکنیم).
نکات ضروری
- نام و نام خانوادگی تون رو کامل بنویسید. اگر اسم هنری دارید ، در ادامه اسمتون داخل پرانتز (….) بنویسید.
- شعرتون رو کامل ارسال کنید، اشعار شما فقط به دست مدیریت سایت میرسد.
برای ارسال شعر و ترانه
و پیام به کارشناسهای سایت
معیارهای تایید شعر برای بانک ترانه
صفحۀ اینستاگرام بانک ترانه
Banke.Taraneh@
کانال تلگرام بانک ترانه
Banke_Taraneh@
کانال تلگرام ویژه شاعران و ترانه سرایان
banke_taraneh1@

1,974 دیدگاه
رضا اکرمی · 2020/07/04 در
این کیست این
این کیست این،این چیست این
این دین و ایمانی است این
یا بحر طوفانی است این
این جان جانانی است این
یا کشف عرفانی است این
ملک سلیمان این مگر
یا حکم سلطان این مگر
یرقوی خاقان این مگر
هوری و قلمان این مگر
دارو و درمانی ست این
اقبال میمون است او
بخت همایون است او
علم فلاطون ست او
عاشق چو مجنون است او
این حکم دیوانی است این
یار همیشه مست من
پنهان و پیش دست من
او جمله بود و هست من
پیوسته او پیوست من
این شعر و دیوانی است این
گیسو و جعدش را نگر
بالا و قدّش را نگر
چشمان مستش را نگر
بالا و پستش را نگر
قند فراوانی است این
من از کجا یار از کجا
این ناله ی زار از کجا
چشمان بیدار از کجا
این بخت ادبار از کجا
این راز پنهانی است این
گویی که آن یار جوان
داده است بر یاران امان
تا برخورند از این دکان
هر کو به قدر وُسعشان
این لطف و احسانی است این
پیر خردمند این سخن
گفتا نهان درگوش من
که این وادی و دشت و دمن
کُشت است بسیاری چو من
این پند پنهانی است این
رضا اکرمی · 2020/07/04 در
بیخوابی
وقتی توو قاب میبینم نگا تو
چشام از شوق چشمات تار میشه
نمیشه باورم چون، خونه نیستی
دفاع ذهن من، انکار میشه
توو این وقتا تموم دلخوشی هام
صدای خسته ی گیتار میشه
تو رفتی و تموم خاطراتت
شبا روی سرم آوار میشه
چشای خسته و محتاج خوابم
نخوابیده هنوز، بیدار میشه
در این وقتا میون هق هقِ من
رفیقم زخمه های تــــــــار میشه
میخوام پیشت بیام دنیا نمیخواد
چه بد دنیای لا کردار میشه
من از دوریت دارم دیوونه میشم
کارم از دستت آخر زار میشه
چرا تا پا میذارم تووی جاده
تموم جاده ها دیوار میشه
تو که نیستی دل دیوونه من
کارش تکرار این افکار میشه
میمیرم زنده میشم تا بیایی
تا اون وقت این دو تا تکرار میشه
وقتی هیچّی دیگه دور و برم نیست
رفیقم، کاغذ و خودکار میشه
توو خونه از خیالت وقتی نیستی
کارم روز و شب این اشعار میشه
رضا اکرمی · 2020/07/03 در
ترانه ی چشمان خسته
چشای خسته و پر اشکم انگار
هنوزم داره دنبالت میگرده
دلم با ناله و با آه و زاری
داره میگه شکسته، غرق درده
غم دوری، غم عشقت عزیزم
نگا کن با من و چشمام چه کرده
هوا گرمه ولی دارم میلرزم
تو که نیستی تابستونم چه سرده
روزام عمومی شبهام انفرادی
غم عشقت توو طرح زوج و فرده
واسه اینکه نفهمم روز و شب رو
کنارم یا ورق یا تخته نرده
برای اینکه حالم رو بگیرن
میگن رفته که هیچ وقت بر نگرده
میگم با من نَگین این حرف و دیگه
که اون کارش درسته، خیلی مرده
دیگه حتی به شوخی هم نباید !
بگین کاری که اون هرگـــز نکرده
اگه راست گفته باشن من میمیرم
بیا زودتــــر ببین رنگم چه زرده
محمدرضااحمدی کرمانشاه · 2020/07/03 در
زبان گل
با زبان گل برایت مینویسم نازنین
برگ سبز و بوی عطر و ناز یار دلنشین
صحبت گل عشق بلبل نرمی باد صبا
لطف باران یاد یاران پرنیانی بر زمین
قلب عاشق شد شقایق از نگاهی شوخ وشنگ
دل شده با شعله های لاله محشور و قرین
دل تپید و خون دوید و سرخی اش بر روی لب
شرم آن بر گونه ها چون لاله های آتشین
یک نگاهت اینچنین آتش زده بر جان من
دست در دستت مرا حتما کند چله نشین
راحت جان منی جانان من مهر و امید
ای که گیسویِ کمندِ مشکی ات حبل المتین
صاحب قلبم شدی چون دلنشینی مهربان
برتو و زیبایی ات باید بگویم آفرین
قلب محسن جایگاهت خوش نشین در قلب من
گاه گاهی هم نگاهی کن براین عاشق ترین
محسن احمدی تیر 99
باران حیدری · 2020/07/03 در
نام ترانه دریا
من موج موهاتو که دیدم بعد موهات
موجای دریا دیگه به چشمم نمیاد
.
.
.
محبوبه بیاتی · 2020/07/02 در
به وقتش
دروغه دو دوی چشمات که رنگش
پریده مثه مرداب خیالم
بزا بیفتم از شاخه به وقتش
منو نچین هنوزم سیب کالم
.
.
.
حوریا حسین زاده · 2020/07/01 در
خیال تو
در گذر از خیال توبه عمق جاده می زنم
نمیشه باورم که این شکسته تو آینه منم
.
.
.
رضا اکرمی · 2020/07/01 در
سلام
شیر و روباه دغل و خر ;داستانی به نظم درآمده از مثنوی معنوی مولانا، فکر کنم در مثنوی نامش لگد خران است
آن شنیدستی که در دربار شیر
بود روباهی دغل آنجا وزیر
گر بگیری از کسی دیگر سراغ
بُود وکیل جمله حیوانها الاغ
ظلم شیر و مکر روباه دغل
از خری و از خریّت های خر
گشته حیوانات جنگل در به در
زندگی در ظلم می کردند سر
تا بیابند خارج از آن بیشه جای
زندگی بهتر و بهتر سرای
دسته ها و دسته ها کردند کوچ
آهوان دشت و گلّه و گلّه قـــوچ
رفته رفته کم شد از جنگل بسی
تا نماند جز آن سه تا حیوان کسی
.
.
.
مهدی بیرقی · 2020/07/01 در
با سلام
با تشکر از زحمات شما به خاطر انتشار دفتر شعر اینجانب مجددا ۵ غزل پس از اصلاح برابر فرمت شما ارسال گردید.
مهدی بیرقی
مهدی بیرقی · 2020/07/01 در
عشق وصال
دشت افکارم چه حاصل خیز و زیبا گشته است
چون خمار چشم زیبای چو شهلا گشته است
بودن تو در کنارم نازنینا دلــــــــــــــــــــــبـــرم
حاصلش امروز این اشـــعار والا گشته است
تو همان باران پاکی میچــــــــکی بر قلب مــــن
با وجودت چشمه ی قلبم چو دریا گشته است
شهریار شعر شاعر شد ز آن حرمـــــــان یـــــار
با وصالت عشق در شعــرم هویدا گشته است
نازنینا ما به ناز تو جوانـــــــــــــــــی داده ایــــم
آن جوانی ی تو هم همـــــراه با ما گشته است
شعر درد عاشقی چون نور مهتـــاب است و بس
نور اشعار وصالت ختـــــــــم یلدا گشته است
گر چه دوری شد نماد عشــــق اشـــــــــعار قدیم
لیک با وصل دو عاشق عشق پیدا گشته است
حاصل عشق اساطیری شــــــده افســــــــــانه ای
با وجود وصل ما افســــــانه رسوا گشته است
چشم عاشق عاجز از درک درون یـــــــــــار شد
چون که محو ظــــاهر آن قد و بالا گشته است
گر وصال عشق حاصل گشت و آتش خفــــته شد
با قبول خوب و بد این عشــــق بیتا گشته است
وصل و حرمان گر چه هر دو عامل عشقند لیک
فرق آن دو از زمیـــــــن تا آن ثریا گشته است
محمدرضااحمدی کرمانشاه · 2020/07/05 در
دوست عزیز و هنرمندم سلام
شعرزیبای عشق وصال را خواندم عالی بود یک نکته جهت یادآوری خدمت شما عرض میکنم چنانچه مصرعی یا بیتی از شعرای دیگه به تضمین میگیرید در پرانتز قراردهید تا بعد ها ادعایی نباشد فکر میکنم مصرع (نازنیناما به ناز تو جوانی داده ایم) از شهریار است هرچند شما یادی از شهریار هم کرده اید که زیباست ولی همان مصرع را بهتراست در پرانتز بگذارید که مشخص شود از شهریار به تضمین گرفته اید متشکرم امیدوارم فضولی مرا ببخشید احمدی