شعر ” دنیای مجازی ” – رضا یگانی

دنیا مجازی زمونه قصه هاشو برده از یاد دیگه هیچ قصه ای یادم نمیاد یادمه مادرا قصه می گفتند با قصه بچه ها شبها می خفتن لالایها زلال مانند آب بود مادر آغاز نکرده بچه خواب بود هزاران نکته بود تو قصه هاشون ز آداب و سنن از غصه هاشون ادامه مطلب

دفتر شعر مریم شیرازی

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد تکیه گاه تو برام مثله یه احساس قشنگتکیه گاهی واسه ی قبله منیاونقدر پاک و بزرگه قلبه توکه با تلخیه حرفام نمیشکنی اسم تو زیباترین واژه هاستنقش می بنده روی لبهای منمی کشونه منو ادامه مطلب

شعر ” خواب و بیدار ” – رضا یگانی

خواب و بیدار نه مستم من نه هوشیارم نه خوابم من نه بیدارم دراین خلسه رویاگون نگردد صبح شب تارم سحرکی می‌رسد ازراه طلوع کی میکند خورشید که تاسرمای جانم را به گرمای تو بسپارم بیا ای روشنی ای نور گریزان تا شود ظلمت ببیند ظلمت اینجا من نییم تنها ادامه مطلب

شعر ” آرزوی دیدار ” – رضا یگانی

آرزوی دیدار درآرزوی رویت خیره بدور دستم بیخود زخود جنانکه گویند مست مستم آوازهرقناری قارقارصد کلاغ است وقتی نباشد آنجا دستان تو بدستم روزهای بیشماری ایستاده ام بجایی جایی که با تمنا گفتمت عاشق هستم مهتاب گواهمان بود در ان شب بهاری درآن سکوت زیبا من با تو عهدی بستم ادامه مطلب

شعر ” محفل حوری وشان ” – رضا یگانی

محفل حوری وشان درمحفل حوری وشان مستان مست دردی کشان جزتو نمیبیند جرا این دیده گان اشک فشان پایان هرشب روشن است صبح فرحبخش می رسد بی توشب تاریک من ازصبح ندارد هیج نشان خون در رگم آتش شود با هر نگاه گرم تو ترسم رسد دستم به تو جانم ادامه مطلب

شعر ” دل خونین” – رضا یگانی

دل خونین هوای آسمون ابری و تاره زمین سردو پراز گردوغباره نمیدونم جرا بارون نمیاد تمیزمیشه اگه بارون بباره دلم رنگه هوای اسمونه میگیره لحظه لحظه دل بهونه گاهی با آسمونو ابر میجنگه گاهی با سایه های توی خونه شبم تاریکو روزم بدترازشب داره میسوزه دل با هورم این تب ادامه مطلب

شعر ” گناه ” – رضا یگانی

گناه آسمون وقتیکه ابره ستاره دیده نمیشه وقتی سرما توی باغه میوه رسیده نمیشه نامه هایی که گلسرخ مینویسه واسه بلبل اگرقاصدک بخونه غنجه ای جیده نمیشه نی اگرروزی جدا کرد راهشو ازراه نیزار اینو فهمید تو هیاهو صدا شنیده نمیشه اگه معیارهرانکس زرو سیم ومال دنیاست تاابد دراشتباهه مال ادامه مطلب

شعر ” نگاه بی گناه ” – رضا یگانی

نگاه بیگناه نگاه بیگناه من اسیر و رام توشده جو کودکی بهانه جو جادوی نام تو شده زبانه میکشدزدل شرارهای عاشقی کبوترنا بلدیست که جلد بام توشده دانه وابش ندهی رها شود ز این خیال پندمرانمیشنودمحوپیام توشده دل بفغان درامده زگرمی نگاه تو ترسم بسوزددل ودین گاه قیام توشده به ادامه مطلب

شعر ” بهار شد ” – رضا یگانی

بهارشد گفتی بهار شد بیا دنبال من فصل شکوفه ها بپرس حال من نم نم بارون وبیادت بیار تا برسی به شانسو اقبال من قشنگترین فصل خدا بهاره بهاره که عشق هدیه میاره لباس سبز میده به هرگیاهی کناربرگها شکوفه میکاره نامه های زمستونی نمیخوام حدیثی از پریشونی نمیخوام میخوام ادامه مطلب

دفتر شعر الهام عباسی

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد لیلای دگر دونگاه دو حادثه دو اتفاقیک طلوع دوستی با اشتیاقیک فریب و دو غریبه دونگاهیک گلو اکنده از صد بغض و اهیک بهار و یک خیابان شلوغعشق تو هم وهم بود و هم ادامه مطلب