شعر ” آرزوی دیدار ” – رضا یگانی

آرزوی دیدار درآرزوی رویت خیره بدور دستم بیخود زخود جنانکه گویند مست مستم آوازهرقناری قارقارصد کلاغ است وقتی نباشد آنجا دستان تو بدستم روزهای بیشماری ایستاده ام بجایی جایی که با تمنا گفتمت عاشق هستم مهتاب گواهمان بود در ان شب بهاری درآن سکوت زیبا من با تو عهدی بستم ادامه مطلب

شعر ” محفل حوری وشان ” – رضا یگانی

محفل حوری وشان درمحفل حوری وشان مستان مست دردی کشان جزتو نمیبیند جرا این دیده گان اشک فشان پایان هرشب روشن است صبح فرحبخش می رسد بی توشب تاریک من ازصبح ندارد هیج نشان خون در رگم آتش شود با هر نگاه گرم تو ترسم رسد دستم به تو جانم ادامه مطلب

شعر ” دل خونین” – رضا یگانی

دل خونین هوای آسمون ابری و تاره زمین سردو پراز گردوغباره نمیدونم جرا بارون نمیاد تمیزمیشه اگه بارون بباره دلم رنگه هوای اسمونه میگیره لحظه لحظه دل بهونه گاهی با آسمونو ابر میجنگه گاهی با سایه های توی خونه شبم تاریکو روزم بدترازشب داره میسوزه دل با هورم این تب ادامه مطلب

شعر ” گناه ” – رضا یگانی

گناه آسمون وقتیکه ابره ستاره دیده نمیشه وقتی سرما توی باغه میوه رسیده نمیشه نامه هایی که گلسرخ مینویسه واسه بلبل اگرقاصدک بخونه غنجه ای جیده نمیشه نی اگرروزی جدا کرد راهشو ازراه نیزار اینو فهمید تو هیاهو صدا شنیده نمیشه اگه معیارهرانکس زرو سیم ومال دنیاست تاابد دراشتباهه مال ادامه مطلب

شعر ” نگاه بی گناه ” – رضا یگانی

نگاه بیگناه نگاه بیگناه من اسیر و رام توشده جو کودکی بهانه جو جادوی نام تو شده زبانه میکشدزدل شرارهای عاشقی کبوترنا بلدیست که جلد بام توشده دانه وابش ندهی رها شود ز این خیال پندمرانمیشنودمحوپیام توشده دل بفغان درامده زگرمی نگاه تو ترسم بسوزددل ودین گاه قیام توشده به ادامه مطلب

شعر ” بهار شد ” – رضا یگانی

بهارشد گفتی بهار شد بیا دنبال من فصل شکوفه ها بپرس حال من نم نم بارون وبیادت بیار تا برسی به شانسو اقبال من قشنگترین فصل خدا بهاره بهاره که عشق هدیه میاره لباس سبز میده به هرگیاهی کناربرگها شکوفه میکاره نامه های زمستونی نمیخوام حدیثی از پریشونی نمیخوام میخوام ادامه مطلب

دفتر شعر الهام عباسی

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد لیلای دگر دونگاه دو حادثه دو اتفاقیک طلوع دوستی با اشتیاقیک فریب و دو غریبه دونگاهیک گلو اکنده از صد بغض و اهیک بهار و یک خیابان شلوغعشق تو هم وهم بود و هم ادامه مطلب

دفتر شعر علی پورحبیب

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد شهربانو وقتی دلم گیر توئه ، بگو چطور باید برمکجا باید ببینمت ، وقتش شده شاید برمراهی به جز دوری تو ، دیگه برای من نموندهر شب برات نوشتم و ، نامه هامو کسی ادامه مطلب

دفتر شعر سعید میرزابیگی

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد جاودانگی عشق خزون زندگی گاهی برای عشق گریونهغم تب دار عاشق رو به جز مجنون نمی دونهشده پاییز فصلی از دل بشکسته ی عاشقدلی که درد و تب داره ولی از عشق می خونهغمی ادامه مطلب

شعر ” رنگ رخسار ” – رضا یگانی

رنگ رخسار نگه بررنگ رخسارم نکردی ترحم بردل زارم نکردی اگر در دام صیاد خفته بودم جرا یارا تو بیدارم نکردی بزیر سایه آن بید مجنون برایت قصه گفتم ازدلی خون توان و تاب و یارایی ندارد فراموشت کند آن بیدل اکنون نگاهی بامحبت کن دوباره بر این بیجاره مرد ادامه مطلب