ترانه ” گل یاس ” – رضا یگانی

گل یاس عطر لطیف گل یاس و پونه پرشده امشب همه جای خونه حوض قشنگ و ابی تو باغجه ترانه زندگی رو میخونه ماهیهای قرمز حوض ابی میخوان قناری براشون بخونه کتاب مجنون و باید ببندیم بریم سراغ مستی شبونه شمعهای عاشقی رو روشن کنیم به یاد عاشقای این زمونه ادامه مطلب

شعر ” گمگشته ” – رضا یگانی

گمگشته ز هر کوره راهی گذر کرده ام به هرکوجه باغی نظر کرده ام بدنبال تو شهر به شهر گشته ام تلاش تاکنون بی ثمر کرده ام نشانی ندارم نشانم بده رفیقان راه راخبر کرده ام قفس را شکستم بهنگام شب جه عمری دران من هدر کرده ام بلند اختر ادامه مطلب

شعر ” در این زمانه ” – رضا یگانی

دراین زمانه هرکس دراین زمانه دارد به سر کلاهی درحشر و نشر دنیا در سینه دارد اهی بی غم کسی ندیدم تا دم به دم بخندد نرفته باشد هرگز از جاله سوی جاهی در هر سری خیالیست زیبا گاهی هم زشت پندارزشت کشاند دلرا سوی تباهی محکوم به زندگی کرد ادامه مطلب

شعر ” هراسون ” – رضا یگانی

هراسون منو از عشق میترسونی اما خودت دنبال عشقی تازه هستی اگر ترسناکه عشق و دل سپردن چرا عشقو تو تنها می‌پرستی جهان را عاشقان ساختندورفتند به کین تو بند عشقم رو گسستی منو از عاشقی ترسوندی رفتی براون زرین سریر عشق نشستی ازاون آتیش گذشتم چون سمندر که تا ادامه مطلب