شعر ” خوش خیالی ” – سیمین سادات صمدی

خوش خیالی شبی آرام خفته بودم دگر نه خسته بودم نه دل شکسته خیالم جمع بود که دارم خواب می بینم دگر نه شور اشک نه آه جگر معلوم بود همانطور بر اسب سپید خوش خیالی می پریدم که یک آن چنان دست بزرگی از نور شد آن تکیه گاه ادامه مطلب

شعر ” وسعت ” – سیمین سادات صمدی

وسعت دلم گرفته به وسعت تمام آسمان ها به اندازه صدای غمگین پرنده ای در موجی از خواهش پرواز اما در حجم یک قفس دلم گرفته در غربت ریزش باران در گذشت تمام دقایقم در تب آرامش معجزه ی نگاه اما در توقف زمان دلم گرفته در هوای تاریک دلی ادامه مطلب

شعر ” ماهی آزاد ” – سیمین سادات صمدی

ماهی آزاد با نگاهی آبی آرام آرام تمنای صدایی می نوازد لمس سایه،پرواز پی در پی سهم رقص و لرزش آب و ساقی و می زخمی افشای راز و لحظه لحظه بغض و گریه می نوازد ماهی آزاد و رود وحشی و سرد حس ریزش،حس ریزش،طعم تلخ باور نور شهریور.۱۳۸۷ ادامه مطلب

شعر ” صدای پای قاصدک ” – سیمین سادات صمدی

صدای پای قاصدک حس خیسی بالش شبانه ام در کشاکش فراموشی تلاقی نگاهم مثل بیگانگی لبخند لبهای پیوستن روزمرگی زندگی ام مثل آینه ی احساسم شکسته بر خطوط چهره ام در ترک خوردن سال ها خاطراتم وقتی دلم صدای پای قاصدک را شنید اگر لحظه ها را می شد جا ادامه مطلب