شعر و ترانه
شعر “ خاطره ” – آمنه صادقی
“ خاطره ” گرچه چندیست دلت با دلِ من بد شده است باز از خاطر من خاطره ات رَد شده است بی شک از دست تو باید بگُریزم به خودم آه .. گویی که کسی پای خودم سد شده است نه دگر حوصله ای نیست ، که چنگی بزنم چون ادامه مطلب
“ خاطره ” گرچه چندیست دلت با دلِ من بد شده است باز از خاطر من خاطره ات رَد شده است بی شک از دست تو باید بگُریزم به خودم آه .. گویی که کسی پای خودم سد شده است نه دگر حوصله ای نیست ، که چنگی بزنم چون ادامه مطلب