شعر و ترانه
شعر ” رنگ رخسار ” – رضا یگانی
رنگ رخسار نگه بررنگ رخسارم نکردی ترحم بردل زارم نکردی اگر در دام صیاد خفته بودم جرا یارا تو بیدارم نکردی بزیر سایه آن بید مجنون برایت قصه گفتم ازدلی خون توان و تاب و یارایی ندارد فراموشت کند آن بیدل اکنون نگاهی بامحبت کن دوباره بر این بیجاره مرد ادامه مطلب
