شعر ” رنگ رخسار ” – رضا یگانی

منتشر شده توسط Majid Fazeli در

رنگ رخسار

نگه بررنگ رخسارم نکردی
ترحم بردل زارم نکردی
اگر در دام صیاد خفته بودم
جرا یارا تو بیدارم نکردی

بزیر سایه آن بید مجنون
برایت قصه گفتم ازدلی خون
توان و تاب و یارایی ندارد
فراموشت کند آن بیدل اکنون

نگاهی بامحبت کن دوباره
بر این بیجاره مرد جامه پاره
خمار یک نگاه بی بدیل است
گواهش این شب و ماه و ستاره

نیازمنداست نیازمند است نیازمند
به جهد تو رها گردد از این بند
رهایی را در اغوش میفشارد
ببیند بر لبت روییده لبخند

دل ازکف داده را ازخود مرانید
به کوی و برزنش مجنون مخوانید
اگر دیدید که بد خلق است و عاصی
کمی ازشهد مهر بر او جشانید

لطیف است اسمان درفصل باران
به فصل رویش سبز گیاهان
نماز عاشقی واجب شود بر
گل سرخ و خیال جمله یاران

من آن صیدم که اکنون دلشکسته
به رای خویش بردامت نشسته
جدا کی میشود صیاد از صید
جون این عهد از ازل گردیده بسته


دفتر شعر رضا یگانی

اینجا کلیک کنید

Majid Fazeli

Singer / Lyricist / Composer

0 دیدگاه

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *