شعر و ترانه
شعر ” همین حالا ” – محبوبه بیاتی
همین حالا کمی کهنه تر از دیروز کمی تازه تر از فردا به دیدار تو می ایم همین حالا،همین حالا تو در اندیشه باران چه می بینی که می باری کویر تشنه ام من را چنین سیراب می داری نگاهم را به دریای نگاهت مبتلا کردم اسیر بی قفس گشتم ادامه مطلب
