کمی کهنه تر از دیروز
کمی تازه تر از فردا
به دیدار تو می ایم
همین حالا،همین حالا
تو در اندیشه باران
چه می بینی که می باری
کویر تشنه ام من را
چنین سیراب می داری
نگاهم را به دریای
نگاهت مبتلا کردم
اسیر بی قفس گشتم
چو رازم بر ملا کردم
تو را ایینه پندارم
تویی پیدا تر از پیدا
به دل داری سپیداری
بلندایش شب یلدا
تو بر من می نشانی
عطر باران بهاری
چو عشقی گرم و جاری
تو در من ریشه داری
آموزش قافیه ، قافیه چیست هماهنگی برای آموزش کلاس خصوصی وآنلاین۰۹۱۹۸۶۵۱۷۲۳ درود و عرض ادب خدمت شما همراهان همیشگی لطف کنید در صورت استفاده و بهره برداری از مطالب این سایت به منبع آموزش اشاره ادامه مطلب
دفتر شعر گلنار مهرانی هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد کلافِ زندگی چو زندگی کلافیستگُنگ و سردرگمچو ابتدای کلافشز نیستی و عدموانتهای کلافشبه نیستی و ادامه مطلب
0 دیدگاه