دفتر شعر الهام توفیقی

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد
مگه میشه؟
مگه میشه بتونم
باحسِ توبازی کنم
این دل عاشقمو
به رفتنت راضی کنم
مگه میشه اشکامو
توی چشام جا بزارم
دلتو بشکنم و
روعشق تو پا بزارم
مگه میشه بارونو
ازپشتِ شیشه ببینم
دستتو نگیرم و
تو کنجِ خونه بشینم
مگه میشه، زندگیم
بدونِ تورنگ نبازه
ریشه هاش نخشکه و
گل بده وبرگ تازه
مگه میشه فردامو
رو ابرا نقاشی کنم
موجا رو بردارم و
روگلها آب پاشی کنم
رگِ بی خون
محوِتماشات شدم
یه چشمِ بی خواب شدم
یخ زدم و شکستم
بازم ولی آب شدم
صدای لبهای تو
سکوتم و میشکنه
سنگ میشه وشیشه ی
غرورم و میشکنه
بی توچه داغون شدم
یه رگِ بی خون شدم
یه گوشه ای نشستم
زخمیه بی جون شدم
گرمیِ دستات بزار
زخمامو آروم کنه
آسمونِ ابری ام
هوایِ بارون کنه
دفتر شعر الهام توفیقی

26 دیدگاه
بابک بابایی · 2025/02/21 در
درود خانم توفیقی بزرگوار اشعارتون زیبا و دلنشین هستن پیروز و سر افراز و مانا باشید
محمد جواد محمودی · 2025/01/03 در
عالی👏🌹