دفتر شعر بانو (الف) اعظم اسماعیلی

منتشر شده توسط ADMIN در

اعظم اسماعیلی

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد

نویسندۀ کتاب نورا

شکست

نمی‌دونی نمی‌دونی چقد تلخ و غریبه
کنار تیکه‌های قلب داغونت بشینی
بخوای از نو شکستت رو بسازی و بمونی
ولی فردایی تو پایان این غصه نبینی

نمی‌دونی تموم شب رو با گریه رسوندن
به صبح شوم فردا یعنی مردن یعنی مردن
نبودی و خیابون از وجودت خالی بود و
نبودی و قدم‌های پریشون غصه خوردن

ببین تنهایی تو کافه نشستن کار من نیس
بیا تکرار آهنگ جدایی رو نمی‌خوام
هنوز چشمات به من کلی بدهکاره عزیزم
هنوز خاطرهات و می‌برم هرجایی همرام.

باور

بیا باور کنیم فردا قراره نور باشه
و بعدش پنجره‌ها از غم شب دور باشه
آره این واقعیت داره که سهم دلامون
قراره شادی باشه، چون سیاهی مال ما نیست.

تو دریا رو تصور کن، همین دریا امیده
مگه امید جزر و مد دنیا رو ندیده
مگه طوفان رو تو آغوش ماه حسش نکرده!؟
نگو پس روزگار بهتره انگار فال ما نیست.

درختای خزون دیده چقدر آروم و زیبان
زمستون و خزون شکل قشنگی‌های دنیان
آره از سختی طوفان همیشه دلخوری هست
ولی سالی که چهار فصلش بهاره، سال ما نیست.

چقد کوچ پرنده دیدیم و هر بار مردیم
چقد از بال و پرهای شکسته غصه خوردیم.
تموم آشیون‌هایی که داغون شد به ناحق
دلامون باش شکست اما شکست اقبال ما نیست.

هدف

ما غرق رویاییم و می‌دونیم
هر واقعیت اولش رویاست
محکم بغل می‌گیریم امروز و
دنیای ما دنیای بی فرداست

فردا همین ساعت همین لحظه
هر موقع ما فکر هدف باشیم
کافیه از عشق رسیدن به
ساحل شبیه یه صدف باشیم

شکل صدف که تو دل تارش
مروارید اصل و نگه داشته
انقدر آروم با خودش تنهاست
که قیمتش دنیا رو برداشته

خوبه که از سختی نترسیم تا
از بودنش انگیزه‌ پیدا شه
اون دردِ که فولاد و می‌سازه
الماس، روی قله‌ها جا شه

محکم قدم بردار و محکم باش
اما بذار قلبت خودش باشه
ذهنت رو بر دار و ببر جایی
که بال و پرهاش تو افق وا شه

سمت افق تاریکی بی‌معناست
سمت افق دنیا همش نوره
نور اسم رمز قفل هر راهی
که تو خیالت مبهم و دوره

طوفان توی ذاتش خرابی هست
دریا با جز رو مد که دریاست
آشوب این صحنه داره می‌گه
کشتیِ طوفان زده هم زیباست

سفر

بی‌زارم از هر ثانیه‌‌ی بی تو
بی‌زارم از اون لحظه که رفتی
شالت رو انداختی روی موهات
هی راه می‌رفتی و می‌گفتی؛

لعنت به اشغالیه این خط‌ها
بردار گوشی رو چقدر دیره
با مشت کوبیدی روی میز و
گفتی الان پروازمون می‌ره!

کنج اتاقم روی تخت انگار
یه نعش افتاده شبیه من
توی سرش خون می‌چکه، زخمه
از رد جیغ ناخن یک زن

هی باز میشه یه در و بعدش
کوبیده میشه سینه‌ی دیوار
لبهات خاموش فقط مونده
جای کبوده بوسه‌ی سیگار

نور چراغ تاکسی انگاری
آوار می‌شد رو سرم وقتی
از پشت شیشه قهقهه می‌زد
که واقعیت داره، می‌رفتی!

شالت رو انداختی روی موهات
اون چکمه‌ایی که دوستش داشتی
پوشیدی و دیدم که تو کیفت
یه عالمه از «من» رو می‌ذاشتی.

سایۀ اقبال

لبخند بزن جان مرا زنده نگه دار
این دل رخ زیبای تو را هست خریدار
جانانه دلم را بِربودی و صد افسوس
در مکتب زیبا صفتان نیست وفادار
متن کامل شعر

.


هدیه خدا

باید بهت بگم
این اعتراف نیس
یک واقعیته
اصلا که خواب نیس
متن کامل شعر


خواهش نمیکنم

شوخی زیبایی نبود
اون اضطراب و دلهره
وقتی ازت حرف می‌زنم
غم تو نگاه من پره
متن کامل شعر


نگاه تازه

درگیر چشماته دلم حتی زمانیکه
یک بغض سنگین روی لحن سرد چشماته
متن کامل شعر


نابودی ظلمت

کنار حسّ رنجورت
یه قلب پاک می کوبه
خودت رو سخت باور کن
تلاشت بی سبب خوبه
متن کامل شعر


فانوس دریایی

حالم شبیه ماهیه
تنها تو اقیانوس بود
گاهی شلوغ و گاهی سرد
در گیر یک فانوس بود
متن کامل شعر


سنگ قبر

بعد از نبودنت
هر روز لحظه ها
تکرار واژه بود
هی گوش
هی صدا
هی حرف، هی سکوت
متن کامل شعر


نور

نگاهم را به زمین دوختم،
قلبم آسمان را بغل کرد
فاصله ی بین تو تا زمین، از دوختن بود تا آغوشت …
متن کامل شعر


حقیقت

نه تکراری برای لحظه ها هست
نه اقبالی برای لمس دیروز
تمام روزها را زندگی کن
مبادا که بماند حسرت دیروز بر بالین امروز
متن کامل شعر


هجوم

من واژه کم آوردم اینجا میان حجم احساس
من گم شدم در لابلای خویش ، در راه تو در تو ،
میان عطر زنبق های بی احساس
متن کامل شعر


جاده

سرده ببین انگاری که مُردم
هیچ حسی تو قلبم دیگه جاش نیست
بعد تو بدجوری زمین خوردم
این مرد دیگه جونی تو پاهاش نیست
متن کامل شعر


دفتر شعر بانو (الف) اعظم اسماعیلی


جدول کامل هم قافیه ها
روی عکس کلیک کنید
هم قافیه ها

دفتر شعر رایگان

دسته‌ها: شعر و ترانه

84 دیدگاه

سهیلا سعدی · 2026/05/12 در

اشعارتون بسیارزیباودلنشین هستند

سهیلا سعدی · 2026/05/12 در

اشعارتون زیبا و دلنشین هستند

فاطمه زهرا کریمی · 2026/05/11 در

سلام خدمت شما خانم اسماعیلی، شعر شکست رو خوندم
شعر شما لحنِ عاطفی صریح و صمیمانه‌ای دارد و تجربه‌ی شکست رو با زبانی روایی و احساسی بیان می‌کنه. اما تکیه‌ی متن بر واژه‌ها و تصویرهای بسیار آشنا مثل گریه، شب، تنهایی، کافه، خاطر‌ه‌ها باعث شده شعر در سطح بیان مستقیم حس باقی بماند و کمتر به تصویرهای تازه یا کشف‌های شاعرانه برسد. همچنین تکرار ساخت‌های خبری مشابه، نوعی یکنواختی ریتمی ایجاد کرده است. با این حال، صداقتِ عاطفیِ شعر نقطه‌ی قوت آن است و اگر تصاویر شخصی‌تر و زبان فشرده‌تری به کار می‌رفت، اثر می‌توانست از یک بیان احساسی به یک لحظه‌ی شاعرانه‌ی عمیق‌تر ارتقا یابد.»

فاطمه زهرا کریمی · 2026/04/17 در

شعر غوغا خیلی زیبا بود آفرین به شما

رصا زنگنه · 2026/04/03 در

درود
بسیار زیبا قلمتون مانا🌹🌹🌹

فاطمه زهرا کریمی · 2026/02/20 در

اشعار و سروده های زیبا و ماندگار.
موفق باشید

جلال زمانی · 2026/02/10 در

سلام ودرود
شعر هدف خیلی زیباست
صد آفرین

یاس توکلی · 2026/01/01 در

درود شعر هدف بسیار زیباست

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *