دفتر شعر روژان سلامی (ایهام)
دفتر شعر روژان سلامی « ایهام »

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانون
مرده پرست
دلتنگم
خاطراتی که مرده پرستم کرده اند
برای اویی که خوشحال بود
و منی که
بال پرواز داشتم…
گوشه ای از اتاق
گذر عقربه های ساعت را خیره میمانم
به دیوار سفیدی که سیاه بختی را فریاد میزند
دلم چنگی میخواهد
بر فراز وجودش
تا که سخت بالا بیاید
پسماند خاطراتی که نمیخواهمش
اوی ذوق زده در شهر مورد علاقه اش
اوی ماتم زده از ربودن خطره اش
اوی غم زده از انتهای قصه اش
قصه ای که بغض را زجه میزند
و هر شب
خیره به انعکاس خود در تاریکی آینه
اشک ها را مهمان چشمان خسته اش میکند…
و او دلش برای خنده هایش تنگ شده!
خاک خورده
هرازگاهی
سری بزن
به خلوتگاه قلبم
که با تکرار نبودنت
خاک خورده شده
و
من دلتنگم
باید به کدامین
کوچه سر بزنم
به کدامین تاوان
زهر نبودنت را
بچشم
و
نداشتنت را
هر روز آزگار
یاداور شوم
و
مشت مشت خاک
بر بخت و اقبالم
بریزم…
ارمغان رفتن
رفتنت را مدیون چه هستم
شاید همان گه گاه کنایه ها
یا
پچ پچ های عذاب آوری که
باور نمی کردم صحت اش را
و
اکنون حسش می کنم از اعماق قلبم
این گودال سیاه عذاب آوری
تا که چشمانم را می بندم
خرمن خرمن ناله از قلبم درو می شود
و
پشت این پرده ی رنگین چشمانم
فریادی را به زبان می آورم
که سکوتی ننگین از جنس اشک توصیفش می کند
و
تو همان درد دلتنگی ای
که ترک انداخته بر گوشه های قلبم
همین است که این گوشه های تیز
من را از خودم می گیرد…
ماه من
آرزویی بودی
میان ستاره های آسمان تاریکم
تمنایت کردم از پناه دل بی پناهم
و
آمدنت
تاباند پرتوی زیبای عشق را
به قلب شکسته و سردم
قسم به قدرتت
آنچنان عاشقم
که حریر نازک بودنت هم
برابم کافیست…
جانان
هلهله اییست بی کران
پاییزیست بی خزان
دریاییست پیوست موج های خروشان
فراوان و غرّان اما گریان
همچون ماه همیشه تابان
هست همواره ز دنیای روشن گریزان
عشقی که سراسر پاکیست و عریان
دل داده به همان که نامش است،جانان…!
غریبانه
ای فتنه ی روزگار
آیا
تو عیب های مرا
نزد معشوقم شمردی
که کنون من وابسته اش شده ام
مرا پس میزند
و
می گوید
نه وجودت را می خواهم
نه گدایی عشقت را…
دفتر شعر
روژان سلامی
( ایهام )
جدول کامل هم قافیه ها

34 دیدگاه
جلال زمانی · 2026/04/21 در
درود
خاک خورده زیباست
آفرین
جلال زمانی · 2026/04/21 در
سلام
خاک خورده زیباست
مرحبا