دفتر شعر سودابه سجودی

منتشر شده توسط ADMIN در

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد

شبم روشن شده از تو

تماشا داره لبخندت، چشات دنیای احساسه
دلم توو حسرت اینه که عشقو با تو بشناسه
من از گرمیِ دستاته که حس تازه ای دارم
من این احساس شیرینو به پای عشق میذارم
از افسون نگاه تو گل پژمرده وا میشه
همه آرامش دنیا توو آغوش تو جا میشه
شبم روشن شده از تو، تو که نورت مثه ماهه
از اینجا تا طلوع تو بگو چند آسمون راهه
بگو چند آسمون راهه که چشمات مال من باشه
نگات هر روز و هر لحظه روی دنیای من واشه
بمون حالا که احساسم خودش رو از تو میدونه
دلم پاکیِ دنیاشو به چشمای تو مدیونه
بیا تا پُر بشم از تو، بیا از عشق زیبا شو
بمون حالا که چشم من فقط میبینه چشماتو

روز میلاد تو

چه روز قشنگیه میلادِ تو
خدا آفریده واسه من تو رو
فرشته تو رو خلق کرد اولش
ولی بالتو چید و گفتش برو
برو تا که دنیا رو زیبا کنی
واسه اونکه دنیاش تو دستته
میدونست یکی هست روی زمین
که حتی نفسهاش وابستته
میدونست تو اون نیمه دومی
که باید منو با تو کامل کنه
طلسم غمی رو که توو قلبمه
فقط با تو میتونه باطل کنه
چقد خوبه که هستی و با توام
چقد خوبه که من کنارت خوشم
همیشه همینجور با من بمون
کنار تو بهتر نفس میکشم
من امروز زیباترین روزمه
چی از این مهمتر که تو اومدی
بذار لحظه لحظه تماشات کنم
چقدر از همیشه قشنگتر شدی
تو یه پنجره رو به آرامشی
نمیشه که از بودنت سیر شم
بهت قول میدم همه عمرمو
کنارت بمونم باهات پیر شم

هوای تو

هوایی شدم از هوای چشات
چشات شهرو با عشق پر میکنه
از هر جایی رد میشی عطر تنت
هوا رو پر از عطر گل میکنه
تو اون اتفاق قشنگی برام
که میوفته توو بهترین لحظه هام
تو احساس شیرین دل بستنی
تو رو با تمام وجودم میخوام
از این فاصله قلبمو لمس کن
غروب چشاتو نشونم نده
من عادت ندارم به این فاصله
میدونی چقد بی تو حالم بده
من و خاطراتت کنار همیم
بیا جای خالیتو از من بگیر
هنوز عطر تو توو هوای منه
نگیر این هوا رو، تو از من نگیر
واسه من که طوفانی و خسته ام
تو دریایِ آبیِ آرامشی
از هر سمتی میرم به تو میرسم
توو هر حالی باشم تو درمونشی

فصل فراموشی

نه آوازی، نه پروازی، نه فردایی، نه آغازی
توو این فصل فراموشی تو از غم واژه میسازی

توو بغضِ لحظه یِ رفتن نگو برگشتن آسونه
نگو وقتی نباشی تو، دلم قدرتو میدونه

نگو قسمت همین بوده نداری چاره جز رفتن
نمیشه باورم انگار که داری رد میشی از من

نه راهی پیش روم مونده نه میتونم که برگردم
همه دار و ندارم رو توو آغوش تو گم کردم

به من فرصت بده شاید دوباره در تو پیدا شم
خودم رو با تو بشناسم توو لبخند تو زیبا شم

حالا اشکامو باور کن که این بارونِ احساسه
میخوام وقتی که برگشتی دلت این حِسو بشناسه

دیگه شبهای بعد از تو نداره آسمون نوری
تو ماهم بودی و حالا ازم هفت آسمون دوری

حس تو

نگاهت برام‌ عین آرامشه
چقد سخت میشه ازت دور شد
تو وقتی کنارم نفس میکشی
با هر ساز دنیا میشه جور شد
یه حس عجیبیه توو خنده هات
مثه غنچه وا میشه توو صورتت
تو زُل میزنی توی چشمای من
چه زیباست چشمای خوش حالتت
اگه عشق اینه، من عاشق شدم
تو رو دیدم و از خودم بیخودم
بذار تا یه دنیا تماشا کنه
واسه داشتنت تا کجا اومدم
تو هم مثل من باش و دل دل نکن
منو توی دلواپسی ول نکن
دلی رو که اینجور دیوونته
تو هم عاشقش باش و عاقل نکن
بدون تو فردای من خالیه
کنار تو هر چیز رویاییه
بمون تا که دنیام زیبا بشه
فقط با تو دنیا تماشاییه

دفتر شعر سودابه سجودی


جدول کامل هم قافیه ها
روی عکس کلیک کنید

دسته‌ها: شعر و ترانه

44 دیدگاه

سهیلاسعدی · 2026/05/12 در

اشعارتون خیلی زیبا و دلنشین هستند

عباس دشتستانی · 2026/05/10 در

درود، اشعارتون زیبا هستند، موفق باشید

رضا پاشائی · 2026/04/06 در

سرکار خانم سجودی!
باسلام
شبم روشن شده از تو، خیلی زیباست.
برقرار باشید.

صدیقه جُر · 2026/03/14 در

شبتون بخیر بسیار عالی موفق باشید 💐💐👌🏼

صدیقه · 2026/03/14 در

بسیار عالی بود مهربانوی گرامی درود فراوان 💐💐👌🏼👌🏼🌺

    سمیه · 2026/04/23 در

    سلام.اشعار حس تو و هوای تو رو خیلی دوست داشتم.

جلال زمانی · 2026/02/23 در

سلام
شبم روشن شده از تو خیلی زیباست
آفرین

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *