دفتر شعر محمد صومعه
دفتر شعر محمد صومعه

هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد
خیابان
به یاد آنکه در چشمش ،حدیثِ عشق میخواندم
شبی را تا سحر در شهر مستانه میگردم
گهی با یاد هجرانش،دو چشمم خیس میگردد
گهی با یاد لبخندش ،منِ دیوانه میخندم
مسیر گامهایش را ،دوباره میروم آرام
میان دل به عشق او پل از احساس میبندم
هوای آن خیابان را ،چه بی صبرانه میبویم
که شاید بوی عطر او بگیر آن دم سردم
به چشم مردم این شهر شوم مجنون کوچه گرد
که میبینند منِ شیدا، گهی غمگین و گه شادم
همه گویند که آزادی بریدن از غم عشق است
منم در بند عشق اوست که حس میکنم آزادم
برای دیدنش هر روز سراسر شوق دیدارم
که این شوق بعد مردن هم ،نخواهد رفت از یادم
یاد
یاد تو چون در دل ما راه پیدا میکند
قطره اشکی بهر غم چشمم مهیا میکند
گل به تنهایی میان بوستان زیبا نبود
شاخه گل را شبنم گلبرگ زیبا میکند
غنچه های شعر من با یاد تو گل میشود
بلبل شوقم به یاد تو چه غوغا میکند
ماهی زندانی برکه احساسم چقدر
با خیال تو هوای قعر دریا میکند
چشم میبندم و شوق تو پنهان میکنم
خنده سردم فغانم را چه حاشا میکند
سالها دل کندن از عشق تو میخواهم ولی
دل پریشان است هنوز امروز و فردا میکند
غالبا با یاد تو من شاد و مسرورم ولی
گاهی اندوه تو مارا سخت شیدا میکند
گریه ها و خنده های بی هوا با یاد تو
عاقبت مارا میان جمع رسوا میکند
دفتر شعر
محمد صومعه

14 دیدگاه
زهرا رحمانی فر · 2025/05/02 در
با عرض سلام و خدا قوت خدمت شما
اشعار زیبایی دارید
با آرزوی موفقیت روزافزون برای شما
رضابزی · 2025/02/16 در
خیابان شعر خوبیست سر فراز باشید
بابک بابایی · 2025/02/05 در
درود جناب صومعه بزرگوار اشعارتون زیبا و دلنشین هستن پیروز و سر افراز باشید
بابک بابایی · 2025/02/05 در
درود جناب صومعه بزرگوار اشعارتون زیبا و دلنشین هستن پیروز و سر افراز باشید