ترانه ” بدرقه ” – طیبه سنچولی دلیر
بدرقه
این چمدونه دست تو
تو دستمه فقط یه چتر
بازداره بارون میباره
وقته وداعمون نخند
یه عمره که حروم شده
بایاد تو روز و شبام
دیدی که بدرقه ات شده
اشکای سرد گونه هام
میری و با سوت قطار
حک میشی توی خاطرم
من بیصدا تموم میشم
اگرچه سردو ساکتم
رفتی ولی اسم تو را
از خاطرم خط نزدم
با هیچ کسی به جای تو
جون چشات حرف نزدم
خونه خرابم میکنه
دیدن ریل های قطار
بارون شو و تو لحظه هام
به شوق دیدنم ببار
دفتر شعر طیبه سنچولی دلیر
اینجا کلیک کنید


3 دیدگاه
طاهره سبحانی · 2022/05/19 در
احسنت و مرحبا
قلمتان مانا
طاهره سبحانی · 2022/05/19 در
احسنت و درود بر شما
عالی
پایدار و سربلند
سمیه افشار · 2021/06/17 در
سلام زیبا بود براتون بهترین ها رو آرزو میکنم