ترانه « طلبکار » – زهره مفتحی
طلبکار
یه ماشین دودی
تو توی اون بودی
مسیرمو بردی
به سمت نابودی
یه هاله نورو
یه آدم بورو
پیش تو میدیدم
وصله ناجورو
به خاطرت دنیا
دورسرم چرخید
یه رهگذر اومد
که حالمو پرسید
گفتم که عشقم رو
با یه نفر دیدم
دیوونه بود انگار
رفت وبهم خندید
باخنده های مرد
رسوا شدم انگار
کی سهم من میشه
چرخیدن پرگار
تو ازدحام شهر
یک لحظه ترسیدم
با گریه خوابیدم
خوابای بد دیدم
دوءل شروع میشه
سنگین شده این، بار
خنجر زدی رد شو
من راضی ام این بار
من پز عشقت رو
به همه کس دادم
راحت برو جونم
قلبت رو پس دادم
من واسه دنیام
عمری بدهکارم
راحت نرو چون که
ازتو طلبکارم
زهره مفتحی
.

2 دیدگاه
ملیحه ارجمند · 2021/11/29 در
سلام و عرض ادب . زیبا بود بانو فتحی گرانقدر مانا باشید جان دل
زهره مفتحی · 2021/12/01 در
متشکرم دوست عزیز خوشحال میشم انتقاد هاتونم بشنوم