شعر « آهوی بی ضامن » – مریم شجاعی
آهوی بی ضامن
ای حبیب ، ای ساقی جانانه در بگشا منم
یوسف گم گشته ی حیران در صحرا منم
ای صنم،بگذار در آغوش تو پنهان شوم
آهو ی بی ضامن آواره ی دنیا منم
دست تقدیر می برد بند صبوری از دلم
شبروی بی طاقت سرگشته شبها منم
آن غریب روزگار ،وان بی دل عزلت نشین
قمری بی خانه ی گل دسته ی مینا منم
داستان عشق من ، ورد زبان حوریان
در میان اهل جنت ،آدم رسوا منم
گنج مروارید حسرت می چکد از چشم تو
مونس دلبسته بر ویرانه ی غم ها منم
بردل مجنون روا نیست ننگ و عارعاشقی
مجرم زندانی محکوم این فتوا منم
طعمه باد خزان شد غنچه ی اشعارمن
شاعر حیران این دنیا ی وانفسا منم
مریم شجاعی



3 دیدگاه
مریم ملک آرا · 2023/10/12 در
بی نظیرید واقعا
با توجه به سن کم تان اینهمه توانمندی
درود بر شما . چاپ کتاب ۱۴۰۰ تبریکتان باد عزیزم❤❤
علیرضا خوشرو · 2021/09/08 در
سلام
بسیار زیبا
ماشاالله
🌹🌹
سمیه افشار · 2021/06/15 در
سلام خانم شجاعی عزیز بابت کتاب اشعار ۱۴۰۰ تبریک میگم اسم بامسمایست .طبع لطیفی دارید …پابرجا باشید خانوم