شعر « ساکن من » – سحر موسوی

منتشر شده توسط مجید فاضلی در

ساکن من

خواستم از عشق ، تو پیدا شدی
یک شبه در روح و تنم جا شدی
ساحلِ آرامشِ قلبَت شدم
ساکنِ من،عازمِ هر جا شدی
سبز شدم در طلبِ عشق تو
عاشقِ ویرانه و صحرا شدی
شمع شدم شعله شدم سوختم
واله و پروانه ی لیلا شدی
اشک فرو ریخت ز چشمان من
همسفرِ قایق و دریا شدی

سحر موسوی


جدول کامل هم قافیه ها
روی عکس کلیک کنید
هم قافیه ها

دفتر شعر رایگان

دسته‌ها: شعر و ترانه

مجید فاضلی

خواننده / ترانه سرا / آهنگساز

11 دیدگاه

اصغر داداش زاده · 2022/02/17 در

افرین به قلمتون

سارا خوش روش · 2022/01/26 در

زیبا و دلنشین بود ،درودتان باد

هاجر عبدیان · 2022/01/18 در

زیبا بود.احسنت

علیرضا خوشرو · 2021/09/07 در

سلام

درود بر شما

بسیار زیا.و روان

ماشاالله

🌹🌹

مهدی · 2021/08/24 در

واقعا زیباست

مرحبا

ملیحه ارجمند · 2021/08/24 در

سلام و عرض ادب
زیبا بود موفق باشید

    سحر موسوی · 2021/09/01 در

    سلام خانم ارجمند عزیز

    ممنون از لطفتون 🌼🌼🌼

سحر موسوی · 2021/08/24 در

درودتان بانو جانم💞

ممنون از حسن توجهتون عزیزم🌹🌹🌹

غلامرضا بهنامی · 2021/08/12 در

باسلام و عرض ادب
شعر و قلمتون بسیار عالیه سرکارخانم موسوی

    سحر موسوی · 2021/08/24 در

    سلام و درود فراوان استاد عزیز🌼🌼

    تشکر از لطفتون🌼🌼

نرگس میرشاهی · 2021/08/11 در

سلام و درود بر شما. شعر زیبایی بود. احسنت 🌹🌱

دیدگاهتان را بنویسید

جای‌بان آواتار

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *