شعر « گیتار » – محمدرضا کیقبادی
گیتار
یه کافی شاپ ، یه بارونی
که قطره قطره سر می خورد
به روی شیشه ی نمناک
و گیتاری که دستم بود
نگاه دختری طناز
نگاه چشممو دزدید
منو د رگیر خود کردو
دوچشمم چشمشو بوسید
توی اون جای دنج و خوب
و آهنگ یه گیتارو
یه فنجون پر(از) قهوه
خدا بخشید یه دنیا رو
زبون چشم اون دختر
تو انگاری منو دعوت
به عصر روز فردا کرد
واسه دیدار تو خلوت
ولی افسوس که دیگر هیچ
ندیدم روی زیبا شو
برام عین سرابی بود
ببینم عصرفرداشو
منو بختی که نفر ینیس
بهار عشق من پاییز
پر دلواپسی هامو
شبم ازگریه ها لبریز
دفتر شعر محمدرضا کیقبادی
اینجا کلیک کنید
.

2 دیدگاه
علیرضا خوشرو · 2021/09/06 در
سلام
زیبا و دلنشین
حس قشنگی داشت خواندنش
نرگس میرشاهی · 2021/08/03 در
با احساس و زیباست🌹