شعر « دلزده » – علیرضا خوشرو
دلزده امشب این دلزده از شهر سفر خواهد کرد از سَرِ نعشِ تو و عشق گذر خواهد کرد بعد از این دیگر نمی گیرد سراغِ عشق را تا اَبد با دلِ دیــــــــــــوانه به سَــــــــر خواهد کرد چَشمِ دل بر سَر ادامه مطلب
دلزده امشب این دلزده از شهر سفر خواهد کرد از سَرِ نعشِ تو و عشق گذر خواهد کرد بعد از این دیگر نمی گیرد سراغِ عشق را تا اَبد با دلِ دیــــــــــــوانه به سَــــــــر خواهد کرد چَشمِ دل بر سَر ادامه مطلب
بارونیتو بپوش برو تو لحظه های بینمون نگو نمی دیدی منو می خوای بری برو ولی نگو نفهمیدی منو چطور دلت میاد بگی که حسّمون تموم شده قصه ی عشق بین ما یک شبه مُهر و موم شده گفته بودی ادامه مطلب
طاعون تنهایی چشمی که می بندی به روی گریه من از چشمهای وحشی آهو فراتر آن دل که از من بُرده ایی روزی به یغما بوده ز هر آیینهی اسکندری هم بیریاتر من مانده ام غم مانده است شبهای وحشت ادامه مطلب
تندیس صبر من آتش سردم دیوانه ای عاقل در تو فرو رفتم از خود شدم غافل در دل تو را دارم،در سر هوای تو بحرانی حالم طوفانی این دل عشقت پناهم شد تسکین طغیانم موجم ولی خفته در دامن ساحل ادامه مطلب
قسمت قسمت نبود دنیای ما باور کنن همدیگرو یه بار نشد دستای ما بغل کنن همدیگرو قسمت اینه رها بشیم، تو این روزای بی کسی خدا دارم دق می کنم، بگو به دادم میرسی من که هنوز سردرگمم ، کی ادامه مطلب
یادگاری جا گذاشتی زندگیمو توی اون غروبِ پاییز با دلی شکسته و از غم این زمونه لبریز شبِ سرد و باد و اشکام همشون یه دنیا درده تو دلم یه ماجرا هست و یه قصه ی غم انگیز آسمونِ چشمام ادامه مطلب
عشق گفتم از او دل نگران، شعری و کردم من عیان قبل تو عاشق نشدم، قبل تو دل داده زیان یوسف گم گشته دلم، گم شده در موی توشد فکر تو در خانه دل ، دل نگران از دگران خورده ادامه مطلب
عاشقانه های شاعرانه غزلم را تو بخوان مطلب و منظور تویی من نمکدان شده ام در دل من شور تویی به جهنم بروم گر تو نباشی به بهشت که تویی جنّت من در دلم آن حور تویی به جهان گر ادامه مطلب
خیابان خیس به من نگاه کن نگاهی از پشتِ سردیِ شیشه ای مِه گرفته می شنوم صدای باران را در لابه لای صدای قطره های باران می شنوم پژواک سکوتی سرد را تو را می بینم با چتری در دست ادامه مطلب
ساکن من خواستم از عشق ، تو پیدا شدی یک شبه در روح و تنم جا شدی ساحلِ آرامشِ قلبَت شدم ساکنِ من،عازمِ هر جا شدی سبز شدم در طلبِ عشق تو عاشقِ ویرانه و صحرا شدی شمع شدم شعله ادامه مطلب