آخرین نوشته ها

ترانه « تو که هستی » – نرگس میرشاهی

تو که هستی مثل باران بی نظیری با طراوت، دلپذیری در کویری خشک و خسته همچو صبحی دلپذیری روح بخشی همچو خورشید میدرخشی بی نهایت چشمهایت حرف میزد حرفهایی از صداقت همچو شبنم روی برگی من دلم درتاب و جوشش ادامه مطلب

ترانه « مامان » – نرگس میرشاهی

مامان نبودت از صدتا قهوه تلخ تره باز هوای خونه از قبل سردتره داره میرسه زمستون تو بهار الان از زمستون حتی سردتره رفتنت قلبمو آتیش زد ولی من تحمل میکنم نبودت و میدونم یه روز دوباره میتونم من در ادامه مطلب

ترانه « باید فراموشت کنم » – نرگس میرشاهی

باید فراموشت کنم بدی نکردم به چشات صدات یاد من میاد هروقت باهات قهر میکنم نگات به خواب من میاد میدونی مجبورم برم چیکار کنم یادت برم؟ باید برم مسافرم تو که نموندی با دلم باید فراموشت کنم برم یه ادامه مطلب

ترانه « نامه ای به بهار » – هاجر امانی

نامه ای به بهار زمستونه هوا سردِ به خود پیچیده تاکستان عجب حالِ بدی دارن گُلای باغِ این بستان به روی شاخه افتاده پرستو با دلی پرخون زِ دوریه بهار خاتون شده افسرده و مجنون شکایت میکنه بلبل به سردی ادامه مطلب

ترانه « کاشکی » – هاجر امانی

کاشکی کاشکی ترانه هام بشی خنده ی رو لبام بشی تو ابتدای دفترم جمله ی نا تمام بشی کاشکی بگیره آسمون اَبرِ منو رو دامنِش بریزِ اشکای منو شبونه روی پیرهنش شدی غَزالِ گم شده تو دشتِ پر شقایِقَم کاشکی ادامه مطلب