شعر « عاشقانه های شاعرانه » – اصغر داداش زاده
عاشقانه های شاعرانه غزلم را تو بخوان مطلب و منظور تویی من نمکدان شده ام در دل من شور تویی به جهنم بروم گر تو نباشی به بهشت که تویی جنّت من در دلم آن حور تویی به جهان گر ادامه مطلب
عاشقانه های شاعرانه غزلم را تو بخوان مطلب و منظور تویی من نمکدان شده ام در دل من شور تویی به جهنم بروم گر تو نباشی به بهشت که تویی جنّت من در دلم آن حور تویی به جهان گر ادامه مطلب
خیابان خیس به من نگاه کن نگاهی از پشتِ سردیِ شیشه ای مِه گرفته می شنوم صدای باران را در لابه لای صدای قطره های باران می شنوم پژواک سکوتی سرد را تو را می بینم با چتری در دست ادامه مطلب
ساکن من خواستم از عشق ، تو پیدا شدی یک شبه در روح و تنم جا شدی ساحلِ آرامشِ قلبَت شدم ساکنِ من،عازمِ هر جا شدی سبز شدم در طلبِ عشق تو عاشقِ ویرانه و صحرا شدی شمع شدم شعله ادامه مطلب
ساحل من تو ساحل نگات قدم زدم ولی خواستم دلمو بهت ندم تابِ موهات دلمو دیوونه کرد من تو دریای چشات غرق شدم هیچ نفهمیدم چی شد مثل یه خواب موجِ دریا منو برد به آرزو اونجا دستات و گرفتم ادامه مطلب
تو که هستی مثل باران بی نظیری با طراوت، دلپذیری در کویری خشک و خسته همچو صبحی دلپذیری روح بخشی همچو خورشید میدرخشی بی نهایت چشمهایت حرف میزد حرفهایی از صداقت همچو شبنم روی برگی من دلم درتاب و جوشش ادامه مطلب
من و تو تو طلیعه ی بهاری به شِکفتنِ وجودت من طلوع ماه و مهرم توی گنبد کبودت هرم اون نگاهِ مستت شده جون پناه دردم بدون فانوس چشمات اسیرِ کابوس سردم تو تبسمی میدونم که به هر لبی نیازی ادامه مطلب
مامان نبودت از صدتا قهوه تلخ تره باز هوای خونه از قبل سردتره داره میرسه زمستون تو بهار الان از زمستون حتی سردتره رفتنت قلبمو آتیش زد ولی من تحمل میکنم نبودت و میدونم یه روز دوباره میتونم من در ادامه مطلب
باید فراموشت کنم بدی نکردم به چشات صدات یاد من میاد هروقت باهات قهر میکنم نگات به خواب من میاد میدونی مجبورم برم چیکار کنم یادت برم؟ باید برم مسافرم تو که نموندی با دلم باید فراموشت کنم برم یه ادامه مطلب
تب درِ قلبت را به روی چشمان سیاهم باز کن ای پناه جانم! می خواهم جادوی چشمانم را روانه ی قلب بی گناهت کنم می خواهم آلوده ی تبِ این عشق شوی آنقدر که عشق از انگشتان مهتاب بچکد و ادامه مطلب
گل سرخ من میمیرم واسه خنده هات عزیزم بیا تا دنیا رو زیر پات بریزم بیای و بگی ببین من که باهاتم تو تموم لحظه ها که پا به پاتم هنوزم بخاطر چشمای مستت همه ی زندگیمو میدم به دستت ادامه مطلب