ترانه « تو » – ملیکا اسدی
تو تو که باشی لحظه هامو،می سپرم به دست بارون تو که خوب میدونی شبهام،تو نباشی میشه زندون تو خبر داری عزیزم ،زندگیم بی تو حرومه عشق و عاشقی همیشه، نباشی دیگه تمومه تو برام قد یه رویا، چه قشنگ ادامه مطلب
تو تو که باشی لحظه هامو،می سپرم به دست بارون تو که خوب میدونی شبهام،تو نباشی میشه زندون تو خبر داری عزیزم ،زندگیم بی تو حرومه عشق و عاشقی همیشه، نباشی دیگه تمومه تو برام قد یه رویا، چه قشنگ ادامه مطلب
محرم رازم تو چه دوری از کنارم، من چه دورم از حضورت خیره می شدی به چشمم، با نگاه پر غرورت با تو من خاطره دارم، خاطراتی پاک و زیبا تو بمون همیشه با من، تو بمون کنارم اینجا تو ادامه مطلب
خیالت دوباره دارم می گردم،تو مرور خاطراتت دوست دارم، تو هم بدونی حسرتم شده نگاهت به خودم دوباره گفتم،باید از تو بگذرم باز لحظه های عاشقونه، نمیشه دوباره آغاز سادگی نکن دوباره،پاک کن از دلت غما رو یادته بودی همیشه،تک ادامه مطلب
ارمغان بنویسم از برایت که تویی امید جانم من اگر چه پیر گشتم به محبتت جوانم تو اگر مرا نخواهی گله ای ندارم از تو من اگر تو را نخواهم بخدا نمی توانم تو نشسته ای به قلبم به مثال پادشاهی که ادامه مطلب
گلواژه های راز بند بند شعر من دم میزند از ناز تو ناز چشم و ناز لبهای تر و طناز تو چون ببینم آن رخ زیباتراز ماه منیر می چکد از شعر من گلواژه های راز تو از لبت چون ادامه مطلب
قاب بِه خیالش ساده بودم وقتیکه اشکامو دیدش پاگذاشت رو آرزوهام رفتو اون دلو ندیدش چقد خواستم که بِمونه چقد براش گریه کردم اما اون رفتو ندید که من هیچوقت ولش نکردم قابِتو کُجاخَریدی همون قابِه مهربونی که یه روزی ادامه مطلب
بهار آمد و چرخ روزگاران باز چرخید بهار آمد به مهمانی خورشید مثال دختری زیبا و خوش رو به سیمای زمین افکنده گیسو شکوفه نقشی از پیراهن او شقایق غنچه ای در دامن او به یک دستش سبد دارد پر ادامه مطلب
تو که نیستی کنارت مثِ یه آهنگ مدام در حال تکرارم تو که نیستی دیگه خسته م از این تکرار هربارم مثِ شمعی که توی باد داره می سوزه میسوزم ولی بازم نگامو به جای خالیت میدوزم میگم شاید از ادامه مطلب
شب صورتی تو اون لحظه ای که ازم دل بریدی اسیرم نخواستی بمونم که دستاتو تو دس بگیرم من اون شب تو رو با همه دلخوشی هام سپردم به اونی که به خاطرش پشت پا از تو خوردم چطور زندگیمو ادامه مطلب
دل روبراه من این زخمی که به من زدی زخم بی پناهی بود این دلی که خورده زمین دل روبراهی بود نمی دونس غصه چیه چشم به راهی کدومه نمی دونس اسیر چیه بی پناهی کدومه یه عمری تنها موند ادامه مطلب