شعر « شب یلدا » – ملیحه ارجمند
شب یلدا دوست دارم شب یلدا ،تو کنارم باشی روشنی بخش و امید ، شب تارم باشی زیر کرسی قدیمی، با دلم بنشینی باز در اوج زمستان تو بهارم باشی من به دیوان دو چشم تو تفال بزنم و به ادامه مطلب
شب یلدا دوست دارم شب یلدا ،تو کنارم باشی روشنی بخش و امید ، شب تارم باشی زیر کرسی قدیمی، با دلم بنشینی باز در اوج زمستان تو بهارم باشی من به دیوان دو چشم تو تفال بزنم و به ادامه مطلب
او خودش گفت او خودش گفت به من میل به رفتن دارد پای این خاطره ها قصد نماندن دارد او به من گفت که تو فصل بهاری اما… چه کنم دل هوس سردی بهمن دارد او دلش با دل من ادامه مطلب
فاز بیخیالی گفتی بی خیالش اما ،با خودت نگفته بودی که کسی تو رو ببینه ، من میمیرم از حسودی مگه میشه که فراموش ، کنم اون ثانیه ها رو نصفه شب صدا میکردم ، از ته دلم خدا رو ادامه مطلب
تو تو که باشی لحظه هامو،می سپرم به دست بارون تو که خوب میدونی شبهام،تو نباشی میشه زندون تو خبر داری عزیزم ،زندگیم بی تو حرومه عشق و عاشقی همیشه، نباشی دیگه تمومه تو برام قد یه رویا، چه قشنگ ادامه مطلب
محرم رازم تو چه دوری از کنارم، من چه دورم از حضورت خیره می شدی به چشمم، با نگاه پر غرورت با تو من خاطره دارم، خاطراتی پاک و زیبا تو بمون همیشه با من، تو بمون کنارم اینجا تو ادامه مطلب
خیالت دوباره دارم می گردم،تو مرور خاطراتت دوست دارم، تو هم بدونی حسرتم شده نگاهت به خودم دوباره گفتم،باید از تو بگذرم باز لحظه های عاشقونه، نمیشه دوباره آغاز سادگی نکن دوباره،پاک کن از دلت غما رو یادته بودی همیشه،تک ادامه مطلب
ارمغان بنويسم از برايت که تويي اميد جانم من اگر چه پير گشتم به محبتت جوانم تو اگر مرا نخواهي گله اي ندارم از تو من اگر تو را نخواهم بخدا نمي توانم تو نشسته اي به قلبم به مثال پادشاهي که ادامه مطلب
گلواژه های راز بند بند شعر من دم میزند از ناز تو ناز چشم و ناز لبهای تر و طناز تو چون ببینم آن رخ زیباتراز ماه منیر می چکد از شعر من گلواژه های راز تو از لبت چون ادامه مطلب
قاب بِه خیالش ساده بودم وقتیکه اشکامو دیدش پاگذاشت رو آرزوهام رفتو اون دلو ندیدش چقد خواستم که بِمونه چقد براش گریه کردم اما اون رفتو ندید که من هیچوقت ولش نکردم قابِتو کُجاخَریدی همون قابِه مهربونی که یه روزی ادامه مطلب
بهار آمد و چرخ روزگاران باز چرخید بهار آمد به مهمانی خورشید مثال دختری زیبا و خوش رو به سیمای زمین افکنده گیسو شکوفه نقشی از پیراهن او شقایق غنچه ای در دامن او به یک دستش سبد دارد پر ادامه مطلب