ترانه « تو خیالی یا حقیقت » – نرگس میرشاهی
تو خیالی یا حقیقت تو خیال خسته ی جسم کویر دوباره بارون و دریا میبینم دوباره مثل شبای قبل از این خودمو بالای اَبرا میبینم دریا و ماهی و اون قشنگیاش همه رو پیش تو یکجا میبینم جنگل و درخت ادامه مطلب
تو خیالی یا حقیقت تو خیال خسته ی جسم کویر دوباره بارون و دریا میبینم دوباره مثل شبای قبل از این خودمو بالای اَبرا میبینم دریا و ماهی و اون قشنگیاش همه رو پیش تو یکجا میبینم جنگل و درخت ادامه مطلب
مرد تورو تو رخت عروسی نمی بینم دیگه باز ستاره ای من نمی چینم اگه نیستی پیشم و رفتی تو دیروز این و من به دست تقدیر نمی بینم تو خودت خواستی بری، بری جدا شی بری و تو خاطراتمون ادامه مطلب
چشمات سرودم واسه چشمای قشنگت که دنیام توی چشمات لونه کرده نمیدونی که قلب مهربونت یکی رو بدجوری دیوونه کرده برای داشتنت دنیامو میدم که تا هرجا که شد همیشه باشی میام تنهای تنها تو خیالت آخه میخوام تو هم ادامه مطلب
تو مرا جانی غزل ناب منی تاب منی خواب منی در دلم چنگ زنی قلب مرا میشکنی جز رخت چشم به رخ، روی دگر،نیست مرا تو همان سرو خرامانی و شیرین دهنی در سراپرده دل بانگِ نی و عشوه ی ادامه مطلب
آرزوی ساده دیدنت مثل سرابه میدونی رفتنت همش عذابه میدونی رفتی اما دل من خونِ برات تو رفیق نیمه راهی میدونی گفتی از تو دور میشم جونِ دلم اما خُب همش تو فکرم می مونی بعدِ یک سالی که شد ادامه مطلب
نگاه سرد سکوت سرد من از تو ، نگاه سرد من از تو چرا رفتی تو که بودی،همه دنیای من ،از تو چی مونده غیر یک تصویر،که اونم مبهمه،از تو چی دارم غیر یک عکس و ،کمی رویا و اشک ادامه مطلب
مگه میشه … مگه میشه تو باشی و برم با دیگری باشم سرت رو شونه هام باشه ولی تنها ی تنها شَم مگه میشه نگاهت رو بدزدی از نگاه من برات هر لحظه میخونم تویی آخر پگاهِ من تو کردی ادامه مطلب
شب یلدا دوست دارم شب یلدا ،تو کنارم باشی روشنی بخش و امید ، شب تارم باشی زیر کرسی قدیمی، با دلم بنشینی باز در اوج زمستان تو بهارم باشی من به دیوان دو چشم تو تفال بزنم و به ادامه مطلب
او خودش گفت او خودش گفت به من میل به رفتن دارد پای این خاطره ها قصد نماندن دارد او به من گفت که تو فصل بهاری اما… چه کنم دل هوس سردی بهمن دارد او دلش با دل من ادامه مطلب
فاز بیخیالی گفتی بی خیالش اما ،با خودت نگفته بودی که کسی تو رو ببینه ، من میمیرم از حسودی مگه میشه که فراموش ، کنم اون ثانیه ها رو نصفه شب صدا میکردم ، از ته دلم خدا رو ادامه مطلب