ترانه « بیخوابی » – رضا اکرمی
بیخوابی وقتی توو قاب میبینم نگا تو چشام از شوق چشمات تار میشه نمیشه باورم چون، خونه نیستی دفاع ذهن من، انکار میشه توو این وقتا تموم دلخوشی هام صدای خسته ی گیتار میشه تو رفتی و تموم خاطراتت شبا ادامه مطلب
بیخوابی وقتی توو قاب میبینم نگا تو چشام از شوق چشمات تار میشه نمیشه باورم چون، خونه نیستی دفاع ذهن من، انکار میشه توو این وقتا تموم دلخوشی هام صدای خسته ی گیتار میشه تو رفتی و تموم خاطراتت شبا ادامه مطلب
چشمان خسته چشای خسته و پر اشکم انگار هنوزم داره دنبالت میگرده دلم با ناله و با آه و زاری داره میگه شکسته، غرق درده غم دوری، غم عشقت عزیزم نگا کن با من و چشمام چه کرده هوا گرمه ادامه مطلب
مسلماني سعي کن که بخندي و بخنداني سعي کن که برقصي و برقصاني سعي کن دل غمگين را دلشاد بگرداني سعي کن که فقيران را دريابي تو پنهاني سعي کن که ببخشايي آن لحظه که سلطاني سعي کن که بيارايي اين حالت نفساني با ادامه مطلب
زبان گل با زبان گل برایت مینویسم نازنین برگ سبز و بوی عطر و ناز یار دلنشین صحبت گل عشق بلبل نرمی باد صبا لطف باران یاد یاران پرنیانی بر زمین قلب عاشق شد شقایق از نگاهی شوخ وشنگ دل ادامه مطلب
چشم اشکی قلبم درون شهرجشمت مانده ای دوست چشمم مراز اشک ودلم غرق است درخون آن روز که چشمم به چشمت قفل می بست آیینه ام شد رنگ دریاهای جیهون کشتی من غرق نگاهت بود آن روز تاریخ در هرلحظه ادامه مطلب
بيشتر دوستت دارم عزيزم از دل و جان بيشتر ميپرستم عشق خود را از رقيبان بيشتر اي صنم اي قبله گاه من به وقت عاشقي مستم از ميناي عشقت از رفيقان بيشتر کن نگاهي بر من آزرده دل با ناز تا من شوم ادامه مطلب
اختيار من اختيار خود را دادم به دست دلبر آن عشق آتشيني کو بوده مثل گوهر غم بر دلم نهاده از هجر ديدن خود غم ميبرد از اين دل گر آيد او به منظر دل مي شود سرايش در عشق و ادامه مطلب
لیلا منو اون نازنین لیلا کنارِ ساحل دریا یه احساس قشنگُ خوب یه تصویری مثِ رویا به روی ماسه های خیس چه زیبا بود قدم هامون صدای دلنوازِموج وآهنگِ نفس هامون تمومِ لحظه هامون بود پرازشعروغزل گونه ترانه ها رولبهامون ادامه مطلب
منو ببخش منو ببخش،اگه بی موقع عاشقت شدم ندادی فرصتی، که عشمو ثابت کنم آخ ای دل، چرا تنهایی قسمت تو بود از کل دنیا، فقط حسرت اون واسه تو موند کاش که بفهمی،که من دشمن تو نبودم من که ادامه مطلب
شبونه بر نگرد سپیده سر زد و تو رو توو بسترم ندیدم و مث یه کولی دربه در به کنج غم خزیدم و چیا تو این یه ماهی که تو رفتی اومد به سرم چیا کشیدم از غمت تازه اومد ادامه مطلب