شعر « اختیار » – محمد رضا احمدی
اختیار من اختیار خود را دادم به دست دلبر آن عشق آتشینی کو بوده مثل گوهر غم بر دلم نهاده از هجر دیدن خود غم میبرد از این دل گر آید او به منظر دل می شود سرایش در عشق و ادامه مطلب
اختیار من اختیار خود را دادم به دست دلبر آن عشق آتشینی کو بوده مثل گوهر غم بر دلم نهاده از هجر دیدن خود غم میبرد از این دل گر آید او به منظر دل می شود سرایش در عشق و ادامه مطلب
لیلا منو اون نازنین لیلا کنارِ ساحل دریا یه احساس قشنگُ خوب یه تصویری مثِ رویا به روی ماسه های خیس چه زیبا بود قدم هامون صدای دلنوازِموج وآهنگِ نفس هامون تمومِ لحظه هامون بود پرازشعروغزل گونه ترانه ها رولبهامون ادامه مطلب
منو ببخش منو ببخش،اگه بی موقع عاشقت شدم ندادی فرصتی، که عشمو ثابت کنم آخ ای دل، چرا تنهایی قسمت تو بود از کل دنیا، فقط حسرت اون واسه تو موند کاش که بفهمی،که من دشمن تو نبودم من که ادامه مطلب
شبونه بر نگرد سپیده سر زد و تو رو توو بسترم ندیدم و مث یه کولی دربه در به کنج غم خزیدم و چیا تو این یه ماهی که تو رفتی اومد به سرم چیا کشیدم از غمت تازه اومد ادامه مطلب
قوی وحشی توو این روزا نگاهت دوره از من دلت خیلی زیاد رنجوره از من تو رنجوری چرا عشقم زیاده به هیشکی جز تو قلبم دل نداده تو رنجوری چرا بی تابم ای یار نباشی من چرا بی خوابم ای ادامه مطلب
ساحل چشمام شبو خوابم نمی گیره کلافه خسته وُسردم تویِ آغوشِ تنهایی اسیرِقصه یِ دردم بیا ازساحلِ چشمام یه ذره اشکمو وردار پرِاحساسو آشفته م تو این ، آَشفتگی سرشار منودرگیرِچشمات کن درِعشقو به روم واکن منم محتاجِ آرامش تودردامومداوا ادامه مطلب
وصیت نامه بعد مرگم سینه ام را بشکنید قلب من را از میانش برکنید من نمی خواهم که قلبم زیر خاک باطل و بیهوده گردد چاک چاک شاید این قلب پریشانم دمی زنده سازد جان دیگر آدمی باز شاید قلب ادامه مطلب
بی کسی نمی گویم دلم، تنهاترین است که عشق تو به جان من قرین است دلم از بی کسی ها داشت میمرد ولی زنده است اینک، عشق این است درون قلب من شوری بیفکند کنون دل بسته درْ بر سایرین ادامه مطلب
زندگی زندگی مثل یه دریاس من و تو هم ماهیاشیم بیا دریا رو بگردیم کی میدونه،کی میدونه شاید این فردا نباشیم کی میدونه،کی میدونه شاید این فردا نباشیم زندگی مثل یه دشته من و تو هم آهواشیم بیا تا با ادامه مطلب
ای ایران ای سرزمــــــــــــــــــین ایران ای خاستــــــــــــــــگاه ایمان دور از گزند، خاکـــــــــــــــت ای موطن دلیـــــــــــــــــــران ای مرز پر صــــــــــــــــــــلابت بر اوج رفــــــــــــــــــــته قامت ای مهد دانــــــــــــــــش و دین بوی خوش ســـــــــــــــــلامت دور از تو چشــــــــــــم بدخواه دور از تو زخم ادامه مطلب