شعر « بی کسی » – رضا اکرمی
بی کسی نمی گویم دلم، تنهاترین است که عشق تو به جان من قرین است دلم از بی کسی ها داشت میمرد ولی زنده است اینک، عشق این است درون قلب من شوری بیفکند کنون دل بسته درْ بر سایرین ادامه مطلب
بی کسی نمی گویم دلم، تنهاترین است که عشق تو به جان من قرین است دلم از بی کسی ها داشت میمرد ولی زنده است اینک، عشق این است درون قلب من شوری بیفکند کنون دل بسته درْ بر سایرین ادامه مطلب
زندگی زندگی مثل یه دریاس من و تو هم ماهیاشیم بیا دریا رو بگردیم کی میدونه،کی میدونه شاید این فردا نباشیم کی میدونه،کی میدونه شاید این فردا نباشیم زندگی مثل یه دشته من و تو هم آهواشیم بیا تا با ادامه مطلب
ای ایران ای سرزمــــــــــــــــــین ایران ای خاستــــــــــــــــگاه ایمان دور از گزند، خاکـــــــــــــــت ای موطن دلیـــــــــــــــــــران ای مرز پر صــــــــــــــــــــلابت بر اوج رفــــــــــــــــــــته قامت ای مهد دانــــــــــــــــش و دین بوی خوش ســـــــــــــــــلامت دور از تو چشــــــــــــم بدخواه دور از تو زخم ادامه مطلب
اولین بارون پاییزی اولین بارون پاییزی اون که نیست خیلی غم انگیزی مثل لالایی پردردم داری از حالم چی مینویسی با تو من تکرارو دوست دارم وقتی از یادش تو لبریزی اولین بارون پاییزی وقتی اون باشه دل ادامه مطلب
خورشید تمنای نگاهت را مداوم می کشم یارم ولی پاسخ نمی بینم تنم رنجورو تب دارم نمی دانم نگاهم را چرا چشمت نمی خواند؟؟ زبی تابی پریشانی دوچشم من نمی خوابد. بیا با گوشه ی جشمی به آرامش تودعوت کن ادامه مطلب
نگاه گرم با نگاه گرم تو یخهای قلبم آب شد پیکرم لرزید و چون زلفت به پیچ و تاب شد شاخه های رز فقط انگور می دادست بار از نگاه مست تو بارَش شراب ناب شد چشمهایت چون غزال و ادامه مطلب
مرثیه چه آرام و چه خاموش ست نگاه و آن کلام شهر حکایت ازسکوتی تلخ به دیواروبه بام شهر درون سینه ها فریا د واما همزبونیها به پشت محکم سدی ندارد همصدایی ها تبرکوبند، به آرامش که نبض خاک می ادامه مطلب
گیتار یه کافی شاپ ، یه بارونی که قطره قطره سر می خورد به روی شیشه ی نمناک و گیتاری که دستم بود نگاه دختری طناز نگاه چشممو دزدید منو د رگیر خود کردو دوچشمم چشمشو بوسید توی اون جای ادامه مطلب
یادت بیار دارم توو این روزا بدون تو دچار یک آشفتگی میشم نیستی ببینی بعد تو دیگه میترسم از هر کی بیاد پیشم تو جایی رفتی که واسم هضمش سخت تر از دوریت شده واسم همون که در کنارته حالا ادامه مطلب
تو چه حسی قافیه ی شعرای من ختم به چشمای توعه همیشه ذکر رو لبم اسم زیبای توعه آبی ترین آسمونو هدیه به قلبت میکنم واسه دستای پر مهرت تو بگو آخه چه کنم یه لحظه آروم نباشم از حسی ادامه مطلب