ترانه « ارکیده » – هاجر امانی
ارکیده
چند روزیه دلم هواتو کرده
رو بالِ شاپرک کناره پرده
با نفَسم، که حبسِ توی سینه
هر دقیقه میره و بر میگرده
عطرِ گُلای ناروَن و اُرکیده
بنفشه ها، شمعدونی های چیده
قاتی شدن با عطر مهربونیت
شیرین شدن با حسِ هم زبونیت
پنجره ها بازو غروبِ پاییز
توی چِشا نَمای اَشکای ریز
میشینه روی گونه های غمگین
شبنمِ چشمای هزار تا رنگین
کاشکی تو دنیا قفسی نباشه
تو قلب عاشق هَوسی نباشه
کاشکی واسه باختن و تنها موندن
توسینه ها هیچ نَفسی نباشه
شب باش و از تاریکی وَ همِت نشه
آخر شاهنامه همیشه خوشه ا
مهتاب اگه پنهونه زیر ابرا
غم نداره میرسه بادِ صبا
.

6 دیدگاه
فاطمه زهرا کریمی · 2021/11/15 در
موفق باشید.
علیرضا خوشرو · 2021/09/28 در
سلام
بسیار زیبا و دلنشین
درود بر شما بانوی گرامی
🌿🌹🌿
محمدرضا کیقبادی · 2021/09/06 در
پیروزوسربلندباشید
هاجر امانی · 2021/09/07 در
سپاسگزارم اقای کیقبادی
نرگس میرشاهی · 2021/08/21 در
بسیار عالی بود. درود بر شما 🌹🌱
هاجر · 2021/08/21 در
سپاسگزارم خانم میرشاهی جان
دوستِ خوبم