ترانه « انتهای عشق » – هاجر امانی
انتهای عشق
انگار نداره قِصَمون ، یه آخَرِ خوب و قشنگ
باید که بارونی باشیم، بِباریم از چشمای سنگ
نه رَفتَنِت باوَرمه، نه موندَنِت یه دلخوشی
هر لحظه با تو بودَنَم، فقط شده یه سرخوشی
توو انتهای عشقیو،صبرم به انتها رسید
سنگِ صبوری های تو، بایَد به دادَم میرسید
برو، که شب منتظره دردمو آرووم بکنه
توو آغوشِ همیشِگیش، اَشکَمو داروم بکنه
بازَم نشستی باخودت، گم شدی تووی لحظه هات
وقتو تلف نکن، ببین، زندگی میخنده برات
منَم که سر به راهِتَم.این جادَه رو به رووم نبند
با اون چشای خوشگِلت بیا یه کم با من بخند
هاجر امانی
.

8 دیدگاه
زهره مفتحی · 2021/09/25 در
ترانه دلنشینی بود خانم امانی عزیز
هاجر · 2021/09/25 در
سلام خانم مفتحی جان..
به مهر خواندید . ممنونم از حضورِ سبزتون. موفق باشید مهربانو
نرگس میرشاهی · 2021/09/24 در
درود بر بانو هاجرِ عزیز.ترانه زیبایی بود .موفق باشی🌹🌱
هاجر · 2021/09/25 در
سلام خانم میرشاهیِ مهربان و دوست داشتنی..
ممنونم از نظرتون
هاجر · 2021/09/23 در
سلام به روی ماهتون خانم انوری عزیز
سپاسگزارم از لطف شما دوستِ عزیز
علیرضا خوشرو · 2021/09/28 در
سلام
بسیار زیبا و دلنشین
درود بر بانو امانی گرامی
بهترین ها رو براتون آرزو دارم
🌹🌿🌹
هاجر · 2021/09/28 در
سپاسگزارم اقای خوشرو..
ممنونم از نظرتون. من هم برای شما بهترین ها رو ارزو میکنم. امیدوارم شاهد موفقیت های شما دوستان باشم
انوری · 2021/09/22 در
سلام
ترانه تون
قشنگ بود خانم امانی عزیز
خدا قوت