ترانه « دیوار » – امید تاجیک (ابر)
دیوار
یه رازی بین دیوار و سرم هست
که حتی این دلم خبر نداره
یه چیزایی رو با دیوار میشه گفت
که با هر آدمی گفتن نداره
یه وقتایی براش آغوشه دیوار
کم از آغوشه یک مادرنداره
برای یک سره داغه پر از درد
که راهی غیره کوبیدن نداره
دیوار
سرم رو توی آغوشت نگه دار
بهش بوسه بزن محکمتراینبار
بزار باشه رو دستات ردِّ خونم
رفیقم باش بکوب این آخرین بار
من و دیوار ، غمِ تو و درده دوری
چشامو عکستو با خاطراتت
چقدر دیوار رو با سر من بکوبم
بریزه از رو قلبم خاطراتت
یه رازی بین دیوار و سرم هست
که حتی این دلم خبر نداره
یه چیزایی رو با دیوار میشه گفت
که با هر آدمی گفتن نداره!
امید تاجیک (ابر)

11 دیدگاه
عبدالرضا حاجی زاده · 2026/04/14 در
درود بر شما جناب اقای تاجیک.خیلی زیبا. پاینده باشید.
جلال زمانی · 2026/02/03 در
سلام ودرود
شعر دیوار خیلی جالبه
مرحبا
لیلی عسگری · 2022/07/02 در
سلام دوست خوبم، شعر دیوار تان را بادقت خواندم ولذت بردم، احسنت برشما و اشعارتان هرروز سبزتر از دیروز.
زهره مفتحی · 2021/11/28 در
مثل تمامی اشعار تون تحسین برانگیز بود🌹🌹🌹
ملیحه ارجمند · 2021/11/24 در
سلام و درود بر شما جناب تاجیک موفق باشید
امید تاجیک( ابر) · 2021/11/22 در
سپاس از توجه شما بانوی گرامی
امید تاجیک( ابر) · 2021/11/22 در
از ابراز لطف شما مشعوف شدم بانو
هاجر امانی · 2021/11/22 در
خدا قوت شاعر عزیز
خیلی خیلی قشنگبود من چند بار خوندم. معلومه که با تمام حسِتون خلقش کردین . مرحبا اقای تاجیک
امید تاجیک( ابر) · 2021/11/22 در
مهرتان مستدام بانوی شاعر و هنرمند
سارا خوش روش · 2021/11/22 در
درود بر شما جناب تاجیک،بسیار زیبا و دلنشین بود
نرگس میرشاهی · 2021/11/22 در
درود بر شما !
قلم توانمندی دارید جناب تاجیک عزیز.
موفق باشید 🌱