دفتر شعر زهره مفتحی
هرگونه بهره برداری از مطالب و اشعار بدون هماهنگی با صاحب اثر ، پیگرد قانونی دارد
عشق یه طرفه
واسه آدم مث درده
همیشه حس افراطی
همه جونت رو میگیره
میشی ماشین اسقاطی
عزیز با حیای من
یکم دیوونگی بد نیست
بسازی زندگیمونو
بدونی زندگی بد نیست
…………………….
توی رویام عروس و دامادیم
منو خواهر صدانزن جونم
خودمو من تو چشم تو دیدم
خودمو همیشه ازتو میدونم
چه قدر پیش تو گله کردم
از زمین و زمان که دلگیرم
آسمون شمال چشماتون
من نفس هامو ازتومیگیریم
باز ردشدی نفهمیدی
حسرت یه سلام من دارم
پاتو از تو خیال من بردار
تا منم دیگه دست بردارم
جز خودت هیچکس نمیتونه
تا مسکن بشه واسه دردم
تب ندارم اگر چه میسوزم
باهمه کس به جز تو من سردم
حال من مث بند بازیه
که بدون طناب میمیره
مث ماهی که بیرونه آبه
با تمام عذاب میمیره
تقدیر
غیرت نداری روم چرا؟
وقتی که حالم خوب نیست
وقتی که دستام بسته اند
احوال من مطلوب نیست
پیشم نمیمونی چرا
دنیای من ویرون نشه
دستاتو از دستام نگیر
پاهای من بی جون نشه
هی درد میبافی برام
هی خواب میره دست وپام
میخوای که نابودم کنی
میخوای که من از پا درام
نیستی ولی تا زنده ام
حرفت همش تو گوشمه
گفتی برو اینجا نمون
بار غمت رو دوشمه
راهی برامون واسه
دوری از این تقدیر نیست
آهنگی که تو گوشمه
تقدیر بی تقصیر نیست
چشماتو محکم تر ببند
این لحظه رو یادت بره
میرم ولی اینو بدون
این عشق عشق آخره
ترجیع بند
وسط فصل تابستون حال پاییزیو دارم
تو بیای کنارم اما سرخوشم عین بهارم
آره میبینم که رفتی شدی انگار بی خیالم
وقتی چشمامو میبندم باز میای توی خیالم
انفجار سکوت
تو انفجاری از سکوت
بودن فقط نابودیه
وقتی که حس حرف نیست
یعنی که یه کمبودیه
قلبم رو از جا میکنه
یک شهر ویک دنیا نقاب
کی میشه راحت شد از این
حرف و سکوت واضطراب
محکوم به حبس ابد
جرمش فقط یکرنگیه
میپوسه تو سلول تنگ
اینجا ته دلتنگیه
تو حسرت روزای ناب
هر شب دعا پشت دعا
شاید خدا هم شاکیه
از مردم پر ادعا
مثل یه رود خسته که راهی به دریایی نداشت
این قصه پر ماجرا پایان زیبایی نداشت
این روزها که بره ها آسون یه گرگو میدرند
توی خیال خامشون پایان بازی میدرند
تو فصل بارون و تگرگ
چتری اگر هم وابشه
کاری نکن بین توو
عقل و دلت دعوا بشه
باید درخت باورو
از ریشه خشکوندوشکست
باید جدا شه راهمون
از مردم آهن پرست
تو متن این شهر شلوغ
میگردم و یک مرد نیست
پاییز یه فصل بهار
رنگی به غیر از زرد نیست
مال من باش
یه حرفی نزن که پشیمون شیو
نتونم بمونم تو داغون شیو
پی لیلیای زمونه نباش
یه کاری نکن تا که مجنون شیو
بکن دل از این نفس بی دست و پا
نرو سمت هر کی بیا سمت ما
ببند چشمتو رو به هر کی که بود
به من خیره شده مال من شو شما
یه جایی نرو که نبینم تو رو
یه جایی نرو که ندونم کجاست
یه جاهای که حرف من شد بگو
همه قلب تو تا تهش مال ماست
قد و قامتت از همه سرتره
واسه اینه خواب از سرم میپره
واسه تو که دنبال آرامشی
کی از من برای دلت بهتره
نمیزارم از دست من خسته شی
به هر کی یا هر چی تو وابسته شی
یه جوری باهات من مدارا کنم
فقط به خود من تو دلبسته شی
یه جایی نرو که نبینم تورو
یه جایی نرو که ندونم کجاست
یه جاهایی که حرف من شد بگو
همه قلب تو تا تهش مال ماست.
.
عشق ناب
شاه ماهی
بگو از حال خوشت روبه راهی
تو تکی یه دونی ای یه قرص ماهی
تو عزیز دلمی خواهی نخواهی
صید جذاب
ماهی خوشکل من منو دریاب
منمو چشمایی که پر شده از آب
کاش اسیر من بشی با نخ قلاب
سرونازم
تو کنار من بمون تا که بسازم
زندگیمو، توی دستای تو نازم
دل و جونمو برای تو میبازم
به تو گیرم
کسب تکلیف کنم تا که بمیرم
واسه چشمات، که در بند واسیرم
بی تو از عالم و آدم دیگه سیرم
مهتاب بشی عکس تو تو آب قشنگه
من خواب تو رو دیدم و این خواب قشنگه
واسه دل شب نور یه شب تاب قشنگه
منو دریاب قشنگه
حرفام پر از عشق برای تو عزیزم
نباشی تو مریضم
فنجونتو بردار واست عشق بریزم
ای عشق عزیزم
.
منجم
مث بت شدی و پرستیدمت
من هر جا که رفتم تو رو دیدمت
تو رویا همش تو کنار منی
عزیز تو ام تو نگار منی
میشه از خیالم تو بیرون نری؟
بدون خودم زیر بارون نری؟
نگاه نجیبت چه قد نافذه
مگه میشه رد شی از این حافظه
چرا راهمون انقد از هم جداست
چرا میگی تو اینا کار خداست
مگه عاشقی کار هر لیلیه
یه لحظه نباشی واسم خیلیه
تو خوابم فقط دستامون باهمه
پر از زخممو یاد تو مرهمه
تویک کهکشون پر از انجمن
از احوال خوبت بگو واسه من
من علم نجومم واست کامله
میارم برات ماهو ناقابله
چه قد تو توهم باهات سر کنم
بیا تا خیالامو باور کنم
بیا تا غرورم دیگه له نشه
بیا آسمونم پر از مه نشه
بیا و ستاره بریز رو سرم
بیا تا بشه عاشقیت باورم
.
چرخ و فلک
تا به خودم اومدم رنگ رخم زرد شد
تو چی شنیدی بگو دلت ازم سرد شد
مثل یه افسانه بود اول این قصمون
آخرش اما چه تلخ حرف یه نامرد شد
.
طلبکار
یه ماشین دودی
تو توی اون بودی
مسیرمو بردی
به سمت نابودی
.
پسر پاییزی
عاشقانه ای برای تولد پسرم
مگه میشه که یه پاییز
بشه از شکوفه لبریز
اومدی تو فصل عاشق
پسرم تک گل پاییز
.
مادر
مث تو کسی بامن عاشق نبود
کسی لایق این حقایق نبود
زمین عاشق و هم زمان عاشقت
تو بودی وگرنه دقایق نبود
.
هم نفس
به حرمت خوبیات همیشه مینویسم
خسته میشم گاهی از چشای خیس خیسم
.
اصرار به انکار
شرمنده ام ازتو
که تو رفتی و نفهمیدی که اندازه مایی
شرمنده ام از تو
که یکجور پرستیدمت انگار خدایی
.
لیاقت
تو به چشمای من به دلم بد کردی
باکی صحبت کردی که منو رد کردی
وقتی قلب آدم از غمی لبریزه
همه جا تاریکه همیشه پاییزه
.
تو قلب تو جامه
میرم پی کارم
هرچند ناچارم
حالم رو میفهمه
عکس رو دیوارم
.
ماه و پلنگ
تحمل میکنم بازم من این لبخند تودارو
واین سخته که میشینم کنارت من به اجبارو
دلیل حال خوب من یه مدت نیستی بامن
از این چشما میشه فهمید که حرفاتم به ناچاره
.
دفتر شعر زهره مفتحی


77 دیدگاه
یعقوب اسدی · 2022/05/25 در
سلام خانم مفتحی
اشعار زیبایی دارید
انشالله همیشه موفق باشید
نرگس میرشاهی · 2022/05/19 در
درود خانم مفتحی عزیزم.
مثل همیشه عالی بود.
انفجار سکوت بی نظیر بود 🌺🌹🌹
ملیحه ارجمند · 2022/05/14 در
شعر منجمرو هم دوست دارم زیباست
ملیحه ارجمند · 2022/05/14 در
درود بانو فتحی آفرین به این همه آثار زیبا که در سایت قرار دادید موفق باشید مهر بانو
فاطمه زهرا کریمی · 2022/05/12 در
شعر انفجار سکوت خیلی زیبا بود
انوری · 2022/05/12 در
خانم مفتحی عزیز (انفجارِ سکوتتون)هم مثه بقیه ی اشعارتون زیباست و ذهن رو درگیر خودش می کنه
قلمتان مانا🌺
محمد جدی · 2022/04/21 در
تو ترانه ضمیر رو به فعل چسبوندن کار رو خیلی قشنگ می کنه
که دیدم شما تو یکی از ترانه هاتون این کار رو انجام دادین
موفق باشین.
زهره مفتحی · 2022/04/28 در
ممنون از حضور گرمتون
فاطمه زهرا کریمی · 2022/04/14 در
آفرین به قلم زیباتون ، موفق باشید
زهره مفتحی · 2022/04/28 در
ممنون خانم کریمی بزرگوار
نرگس میرشاهی · 2022/04/11 در
درود فراوان بر بانو مفتحی عزیزم.!
“عشق ناب” مثل دیگر کارهایی که ازتون خوندم عالی بود.
با آرزوی موفقیت برای شما 🌹🌱
زهره مفتحی · 2022/04/28 در
مثل همیشه ممنون نرگس عزیز
فاطمه زهرا کریمی · 2022/03/16 در
تبریک میگم شعر جدیدتون زیباست آفرین.
زهره مفتحی · 2022/03/24 در
ممنون از شما عزیزم💓💓